3 فرسخ بيشتر ، پهناى آن از « آزادگان » تا قريه « بوا » 2 فرسخ است . هواى اين ناحيه مانند داراب و كازرون است و نخل و نارنج را به خوبى پروراند و چند درخت نخل كهنه باقى مانده است و صحراى ده دشت آگنده از درخت كنار است . كشت و زرع اين ناحيه ديمى است و قصبه آن را نيز « ده دشت » گويند ، 8 فرسخ از بهبهان دور است ، نزديك به 2000 درب خانه دارد كه سالها بىاهل بود و چون تمام عمارات ده دشت را از گچ و سنگ ساختهاند ، تمام خانههاى آن ايستاده است و آب خوردن تمام اهالى ده دشت از گاوچاه مشهور به « دلاور » است و تاكنون آن گاوچاه باقى است و آبى شيرين و گوارا دارد و آب چاه خانهها تلخ و شور و ناگوار است و در قصبه دهدشت مانند شهرهاى بزرگ ، مسجد جامع و چندين مسجد ديگر و حمام بزرگ و كوچك و بازارها و كاروانسراهاى مرغوب تاجرنشين بود و تاكنون خالى از اهل باقى است و بيشتر عماراتش محتاج به تعمير نيست و در جانب مشرقى آن مدرسه وسيعى بود كه اكنون بيشتر حجراتش خراب است و براى آنكه اين قصبه در ميانه سه شهر شيراز و اصفهان و شوشتر افتاده و قرب جوار به درياى فارس دارد ، كاروانها ، متاع هندوستان و فرنگستان را وارد ده دشت كرده ، براى تجارت حمل اطراف مىنمودند و دورى ده دشت از شيراز 45 فرسخ و از اصفهان نزديك به 50 فرسخ و از شوشتر ، باز نزديك به 50 فرسخ و از بندر ديلم 18 فرسخ است و در زمان آشفتگى سلسله سلاطين زنديه ، الوار چهار بنيچه كوه - گيلويه ، اين قصبه معمور را غارت كرده ، اهالى آن را متفرق نمودند و براى آنكه در شهرها معاملهء داد و ستد داشتند ، هركس به مناسبتى در شهرى قرار گرفت و در كمتر شهرى است از ايران كه جماعتى از تجار دهدشت متوطن نباشند چنان كه ذكر طايفهاى از آنها در ذيل عنوان محله سرباغ شيراز گذشت و در سال 1281 كه ايالت كوهگيلويه به نواب اشرف و الا ، احتشام الدوله سلطان اويس ميرزا قاجار قرار گرفت ، در تمام قصبه ده دشت ساكن دارى و نافخ نارى نبود و از اهتمام نواب معزى اليه تا سال 1285 نزديك به 500 خانوار در دهدشت مسكن نموده ، بناى تجارت را گذاشتند و چندين كاروان متاع هندوستان را به اصفهان رسانيدند و در سال 1291 كه باز عود به ايالت فرمود اين قصبه را ويرانه ديد ، پس به اهتمام تمام تا سال 1298 باز صورت آبادى گرفت و بعد از آن خبرى نيست .
و ناحيه ده دشت مشتمل است بر 14 قريه كه بيشتر آنها خراب است « 1 » :
ازركان « 2 » : فرسخى ميانه جنوب و مشرق « ده دشت » است .
پشت پر : نيم فرسخ جنوبى « دهدشت » است .
بوا : فرسخى بيشتر مغربى « دهدشت » است .
چارمه : فرسخى مغرب « دهدشت » است . آب اين قريه از چشمه شيرين و بسيار گواراست .
چاه بردى : فرسخى جنوبى « ده دشت » است .
چنگلوا : 1 فرسخ و نيم شمال « ده دشت » است .
دزك : 2 فرسخ شمال « دهدشت » است .
هامش
( 1 ) . ( داراى 37 قريه است كه 18 قريه در جلگه و گرمسير و 19 قريه كوهستانى و معتدل ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 277 .
( 2 ) . ( آدركان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 282 .