چيتو « 1 » : نيم فرسخ جنوبى « دراهان » است .
دراهان : همان قصبه اين محال است . در ملتقاى دو رودخانه چنار و صالحان افتاده است .
دلى گردو « 2 » : 7 فرسخ شمالى « دراهان » است .
دورود : 8 فرسخ شمالى « دراهان » . در ملتقاى رودخانه تل خسروى و رودخانه فلارد افتاده است .
دهبراهيم : 4 فرسخ شمالى « دراهان » است .
ده ملا غلام : 7 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دراهان » است .
ديلكان : 3 فرسخ و نيم ميانه جنوب و مغرب « دراهان » است .
رودشتى : 7 فرسخ شمالى « دراهان » است .
سادات « 3 » : 4 فرسخ و نيم مغربى « دراهان » است .
سراب تابه : 8 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دراهان » است و از اين سرآب بيشتر از 20 سنگ آسياب گردان آب دارد .
سفيددار : 5 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دراهان » است .
سقاوه : 3 فرسخ مغربى « دراهان » است .
شاه قاسم : 4 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دراهان » است .
شرف آباد : 6 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دراهان » است .
شيخ سركه : 7 فرسخ و نيم ، ميانه شمال و مغرب « دراهان » است .
صالحان : 2 فرسخ جنوبى « دراهان » است . نگارنده اين فارسنامه ناصرى به شهادت نواب اشرف و الا ، احتشام الدوله ، سلطان اويس ميرزا دام اقباله به كرات از عموم اهالى اين محال شنيده است كه اگر سگى بر كبكهاى كوهستان صالحان و بلوط كاران و فيروز آباد كه 3 قريه متجاورند ، حمله كند ، كبكها از زمين بر درخت نشينند و به آشفتگى و تحير به جانب آن سگ نگاه كنند و تا سگ ايستاده است ، از صداى تفنگ ، رم نكنند و باشد كه چهار پنج كبك به گلوله تفنگ از درخت بيفتد و باقى همچنان نشسته باشند . با آنكه كبك جاى ديگر بر درخت ننشينند و از صداى تفنگ رم كنند ، سبحان من تحير فى خلقه العقول .
فيروز آباد : 2 فرسخ و نيم جنوبى « دراهان » است .
قريه سادات : همان سادات است .
گرگك : فرسخى مشرقى « دراهان » است .
كره : 1 فرسخ و نيم ميانه شمال و مشرق « دراهان » است .
گنجه : قصبه قديم ناحيه « تل خسروى » است . 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « دراهان » است .
هامش
( 1 ) . ( چيتاب ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 280 .
( 2 ) . دلى گرد و عليا و سفلى . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 280 .
( 3 ) . ( ساران ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 281 .