محالى را كه از بلاد شاپور كه از گرمسيرات « پشتكوه » است براى قشلاق زمستانه گرفتهاند از قريه « آرو » تا « ور كوهك » 6 فرسخ ، پهناى آن از « خركده » تا « سوزگان » ، 3 فرسخ ، قصبه اين محال قريه « آرو » است ، 8 فرسخ از بلده بهبهان دور افتاده است و درازى محالى را كه از ناحيه تل خسروى و ناحيه « رون » تصاحب نموده و ييلاق تابستانه خود قرار دادهاند از قريه « بابكان » تا قريه « شيخ سركه » ، 12 فرسخ ، پهناى آن از « گنجه » تا قريه « سادات » ، 8 فرسخ است و قصبه اين محال قريهء « دراهان » است ، 22 فرسخ از بلده بهبهان دور افتاده است و تمام اين محال ييلاق سردسير است و كوهستان و اگر زراعتى كنند بايد تخم آن را در ماه سنبله زرع نمايند و در ماه اسد سال ديگر درو كنند و ميانه محال ييلاقى بوير احمد و قشلاقى آنها ، 9 فرسخ است كه در تصرف طايفه چرام است و طايفه بوير احمد نزديك به 2000 خانوار [ دارد ] و تيرههاى « 1 » آن بر اين قرار است : آقائى ، اردشيرى « 2 » ، اولاد ميرزا على ، بابا ملكى ، باده لونى ، باتولى ، برآفتابى ، تاس احمدى ، تامرادى ، جليل خليلى ، سر كوهك ، شيخ ممو ، عباسى ، گودرزى ، نگين تاجى ، مشهدى . كلانتر و بزرگ بوير احمد از تيره اردشيرى است ، در زمان سلاطين زند هادى خان بوير احمدى به كلانترى اين ناحيه و چندى به ضابطى طوائف چهار بنيچه برقرار بود و بعد از وفات او پسرش محمد طاهر خان به جاى پدر نشست و چنان كه نگاشته گرديد ، در سال 1217 ، صادق خان آقاى قاجار ، او را كور نمود و سالها در كورى زندگانى داشت و در زندگى خود ، ناحيه بوير احمد را دو قسمت نمود آنچه را از بلاد شاپور [ در ] تصاحب داشت به على محمد خان پسر بزرگتر خود واگذاشت و به اين اندازه از تيرههاى بوير احمد ، ضميمه اين محال نمود و آنچه را از ناحيه تل خسروى و ناحيه رون متصرف بود به عبد اللّه خان و خدا كرم خان پسران كوچكتر خود سپرد و به اين اندازه از تيرههاى بوير احمد ضميمه نمود و شرط فرمود كه هيچيك از اين پسرها ، در تصرفى ديگرى مداخلت ننمايند ، پس ابواب جمعى على محمد خان را بوير احمد گرمسيرى و متصرفى عبد اللّه خان و خدا كرم را بوير احمد سرحدى گفت و تاكنون تيرههاى بوير احمدى بر اين قرار باقىاند و بعد از وفات على محمد خان ، حسين خان بوير احمدى به جاى پدر برقرار است و شرح متصرفى او از بلاد شاپور به اين نزديكى بيايد و بعد از وفات عبد اللّه خان ، برادر كهترش خدا كرم خان بوير احمدى به جاى او نشست و سالها به كلانترى باقى بود و در سال 1289 محمد حسين خان و ولى خان پسران خدا كرم بر پدر خود شوريده ، او را آوارهء بلاد و محتاج عباد نمودند و محمد حسين خان خيرى از زندگانى نديد [ و ] در ميانهء بوشهر و برازجان با اسب سوارى خود غلطيد و از گلوله تفنگ خود كشته گشت و تاكنون ولى خان به كلانترى باقى است .
و محالى كه از بلاد شاپور در تصرف طايفه بوير احمد گرمسيرى آمده و قصبه آن را « آرو » قرار دادهاند 20 قريه [ است ] كه بيشتر آنها خراب است :
آب شيرين « 3 » : 2 فرسخ شمالى « آرو » است .
هامش
( 1 ) . در متن : ( تيرها ) .
( 2 ) . در متن : ( اردهشيرى ) .
( 3 ) . ( آب چيرك ؟ ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 278 .