تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1479

مساهمون:

ص١٤٧٩
و چنان كه نگاشته گرديد ، در زمان آبادى شهر ارجان توابع آن را يعنى تمامى كوه‌گيلويه بر 8 ناحيه قسمت بود و بعد از خرابى آن و آبادى بلده بهبهان ، ايلات الوار كوه‌گيلويه ، اسامى و حدود قديمى آنها را بر هم زده ، هر طايفه به اندازهء زور بازوى خود ، مسافتى از دشت و كوهستان را تصاحب كرده ، نامى تازه بر آنها گذاشته‌اند ، پس لازم آمد كه اسامى ايلات كوه‌گيلويه را شمرده ، پس محال متصرفى آنها و نام قصبه هر محلى نگاشته شود و تفصيل مراتب بر اين وجه است كه : « الوار » جمع « لر » به ضم لام و سكون راء مخففه است و جماعت صحرا نشين كوه گرد فارسى زبان را « لر » گويند و « لر » در مملكت فارس بر دو قسم است : يكى لر ممسنى كه شرح حال آنها بيايد و ديگرى لر كوه‌گيلويه كه بر 3 ايل قسمت شده‌اند و مردم هر طايفه مانند مردمان دشتستان جز كلانتر و بزرگ خود را نخواهند و در اطاعت ديگرى در نيايند : اول : ايل آقاجرى است و آنها را از چندين طايفه ترك و تاجيك و لر انتخاب كرده ، همه را آقا جرى گويند و شماره خانه‌هاى آنها در قديم از سه چهار پنج هزار مىگذشت و اكنون نزديك به 800 خانوار مىشوند و بر چندين تيره قسمت شده ، هر يكى را نامى عليحده است ، مانند : افشار و بگدلى و تيلكو و جامه بزرگى و جغتائى و داودى و شعرى و قره‌باغى و گشتيل و لر زبان و تمامى آقا جرى در تابستان و زمستان از اكناف حومه بهبهان كه گرمسيرى سخت است بيرون نروند . در زمستان در چادرهاى سياه بيابانى توقف كنند و در تابستان در كناره‌هاى رودخانه كردستان بهبهان رودخانه خير آباد بهبهان ، خانه‌ها را از شاخ و برگ بيد ساخته ، منزل نمايند و مال ديوان خود را از مواشى گاو و گوسفند و گاوميش دهند و در كنارهء ماهور و تلال حومه ، زراعت ديمى نمايند و چون تصرفى در دهات حومه بهبهان ندارند ناحيه را به اسم ايل آقا جرى نگفته‌اند . دويم : از سه ايل ، الوار كوه‌گيلويه را ايل باوى گويند ، اصل آنها از عرب باوى اهواز است كه به ناحيه « باشت » و ناحيه « كوه مره » كوه‌گيلويه آمده ، اين دو ناحيه را تصاحب نموده هردو را ناحيه باوى گويند و شماره خانه‌هاى باوى كه صحرا نشينند از 1500 بگذرد و در زمستان در چادرهاى سياه و در تابستان در خانه‌هاى خاشاكى در بيابانها توقف كنند و بر چندين تيره قسمت شده‌اند مانند : تيره على شاهى و گشين و موسائى و برآفتابى و قلعه‌اى كه آن را « عمله » نيز گويند و زبان اين تيره‌ها همه مانند زبان ساير الوار باشد و آنچه از بومى قديم ناحيه باشت كوه و كوه‌مره باقى مانده‌اند در دهات اين ناحيه كه شرح آنها بيايد توقف دارند . سيم : از ايلات الوار كوه‌گيلويه ايل جاكى است و اين ايل دو قسمت گشته : يكى را چهار بنيچه و ديگرى را ليراوى گويند و « بنيچه » جمعى را گويند كه بر املاك و مردمان پيشه كار بندند و چهار بنيچه چهار ايل باشند : بوير احمد و چرام و دشمن زيارى و نوئى ، و هريك از اين چهار ايل چندين محل از كوه‌گيلويه را تصاحب نموده ، هريك ناحيه‌اى به اسم آن ايل شهرت يافته است كه شرح هر ناحيه‌اى به اين نزديكى بيايد . اما ليراوى بر دو قسم شده يكى را ليراوى دشت كه در دهات ناحيه ليراوى مسكن دارند و شرح آن بيايد و ديگرى ليراوى كوه كه بر چهار ايل قسمت گشته است : بهمئى و شير على و طيبى و يوسفى و ايل « شهروئى » شاخه‌اى از ايل شير على است و هريك از اين