1280 و اند در سلسله سادات طباطبائى بود و جد اعلاى آنها حضرت سيد فقيه است و قبر آن جناب در بلده بهبهان زيارتگاه مردمان آن سامان است و اول كسى كه از اين سلسله در دايره امورات ديوانى درآمد : سلالهء سادات ميرزا حبيب اللّه طباطبائى است . در حدود سال 1090 و اند كه حسين على خان زنگنه والى و حكمران نواحى كوهگيلويه بود ، كلانترى بهبهان و ضابطى حومه آن را به ميرزا حبيب اللّه واگذاشت و بعد از وفات او ، خلف الصدقش ميرزا قوام الدين بهبهانى در جاى پدر قرار گرفت و در سال 1136 و 7 [ 113 ] چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه نگاشته گرديد چندين بار سپاه افغان آمده ، بهبهان را محاصره نموده ، از اهتمام ميرزا قوام الدين و مردانگى او كارى نكرده ، بازگشتند و در همان زمان افغانى ، باروئى محكم و بروجى بلند بر گرد بلده بهبهان كشيد و چون محمد خان بلوچ به ايالت الكاء كوهگيلويه برقرار آمد و بعد از مدتى اعتنائى به احكام نادر شاه كه در آن زمان او را طهماسب قلى خان نايب السلطنه مىگفتند ، نداشت و قاسم بيك حاكم شوشتر را گرفته ، حبس نمود و ابو الفتح خان نامى را از جانب خود والى شوشتر نمود و شيخ فارس آل كثير عرب را به ايالت نواحى كوهگيلويه مقرر داشت و ميرزا قوام الدين كلانتر به مآل انديشى خود را از كارهاى محمد خان بلوچ و شيخ فارس معاف بداشت ، بلكه بناى مخالفت را با آنها گذاشت و حضرت پادشاه قهار نادر شاه افشار از بغداد به عزم تنبيه محمد خان به شوشتر آمد و ابو الفتح خان نايب محمد خان را بكشت و شهر شوشتر را به تاراج حوادث داد و محمد خان از شوشتر و بهبهان جمعيتى را كه داشت به شولستان ممسنى آورد و در نزديكى « سرآب سياه » شولستان در ميانه دو كوه كه معبر كاروان و مترددين است ، سنگرى بست و در پس سنگر نشست و حضرت نادر شاه از شوشتر به بهبهان آمد و كمال احترام را نسبت به ميرزا قوام الدين به جا آورد و بر مناصبش بيفزود و او را در همه كارهاى ديوانى كوهگيلويه مداخلتى تمام بداد و چون لشكر نادرى به شولستان ممسنى رسيد ، محمد خان بلوچ قوت برابرى را در خود نديده ، سنگر را گذاشته ، فرار نمود و تاكنون ديوارهاى آن سنگر به جاست و به سنگر نادرى مشهور گشته است و بعد از وفات ميرزا قوام الدين پسرش ميرزا على رضاى بهبهانى به جاى پدر نشست و چون نوبت سلطنت به حضرت كريم خان زند رسيد ، ميرزا على رضا از خدمات مرجوعه تقاعد نمود و هميشه چشم به راه اخبار فتح و فيروزى از جانب نواب شوكت دثار حضرت محمد حسن خان قاجار طاب ثراه داشت و چون از الطاف نواب كريم - خان مأيوس بود به برج و باروى بهبهان مستظهر گرديد و در سال 1170 نواب معزى اليه به عزم تسخير بهبهان از شيراز حركت فرمود و ميرزا على رضا والى كوهگيلويه در حصار بلده بهبهان متحصن گرديد و چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه نگاشته شد رئيس على رضاى قنواتى كه امين ميرزا على رضا بود ، خيانت نمود ، سه چهار برج سپردهء خود را خالى نمود و لشكر كريم خان را راه بداد و بعد از فتح بهبهان حضرت كريم خان رئيس على رضا را به لقب خانى سرافراز فرموده ، او را حاكم زير كوه از نواحى كوهگيلويه نمود و ميرزا على رضا را با عيال از بهبهان روانه شيراز داشت و مدتها توقف نمودند و ميرزا على رضا وفات يافت و على رضا خان قنواتى در حكومت متمكن گرديد و بعد از وفات او پسرش جعفر خان قنواتى به جاى پدر نشست و سالها گذشت تا آنكه ابول خان كلانتر ايل طيبى كوهگيلويه به هواخواهى ميرزا سلطان محمد خان پسر ميرزا على رضاى بهبهانى چهار نفر تفنگچى روانه خدمت جعفر خان نمود و عريضهاى بدست
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1475
مساهمون: ميرزا حسن حسينى فسايى
ص١٤٧٥