تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1478

مساهمون:

ص١٤٧٨
سبحانى سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى در دار الخلافه طهران به افاده و افاضه علوم اشتغال دارد . و از اجله علماى بهبهان است : جناب مستطاب ، زبده اماجد سادات و قدوه اشراف عالى درجات ، طره ناصيه سيادت ، غره جبهه سعادت ، اعلم علماء و افضل فضلاء ، مجتهد الزمانى حاجى مير محمد صالح طباطبائى بهبهانى . در اصل از بنى اعمام ميرزا سلطان محمد خان بهبهانى است . در مبادى زندگانى در خدمت جناب ملا محمد كاظم بهبهانى ، تحصيل مراتب فقه و اصول نمود و در اماكن مشرفه ، آن دو علم را تكميل فرموده ، به حليهء اجتهاد زيور يافت و سالهاست در بلده بهبهان به نشر علوم و فتاوى مشغول است . نزديك به 75 سال از سن شريفش گذشته است . و ولد الصدقش : عالى جناب ، كمالات اكتساب سيد حسين در اوايل مراحل زندگانى است . و از اشراف علماى بهبهان است : جناب مستطاب ، علام فهام ، مجتهد الزمانى آقا مير عبد اللّه حسنى حسينى بهبهانى و ولدان صدقش : عالى جنابان ، فضايل اكتسابان : يد محمد حسن و سيد اكبر . هريك به زيور علم و فضل زينت يافته‌اند . و سلسله موالى بهبهانى : ز قديم تاكنون جماعتى بودند كه به زيور علم و صلاح و كمالات و فلاح آراسته بودند از جمله آنهاست : جناب كمالات اكتساب آخوند ملا عليرضا بهبهانى ، تمام خطوط ، خصوصا نسخ‌تعليق را خوب مىنوشت و در علم نجوم مهارتى تمام داشت و در تحرير و انشاء سرآمد اهل زمان خود بود و در سال 1287 وفات يافت . و خلف الصدقش جناب فضيلت اكتساب : آخوند ملا آقا بابا نعم الخلف آمده ، در تمامى كمالات ، خصوصا در خط تحرير و علم انشاء و نجوم ، اقتدا به والد خود نموده است و از جمله شعراى آنهاست : آخوند ملا حامد بهبهانى . از متقدمين است و اين شعر از اوست :
ما عذر آنكه بى تو چرا زنده مانده‌ايم * خواهيم خواست از تو اگر مرگ امان دهد
و ديگرى ملا فاخر بهبهانى است و اين شعر از اوست :
باز از شراب غير برافروختى چرا * ما را به آتش دگرى سوختى چرا
و ميرزا قواما كه شرح حالش گذشت گاهى شعرى انشاء نموده است و اين دو بيت از اوست :
تا عشق يار در سر و دل در هواى يار * راه خيال غير ، دل از هرطرف ببست امشب كه سنگ فتنه سر محتسب شكست * ساقى بيار باده كه شد روز مى پرست
و از شعراى بهبهان ، ملا ساكت بهبهانى است . در منادمت ميرزا قواما بود و اين بيت از اوست :
آشنا با جان شدن بيگانه از جانان ، خطاست * هر كه از جان گشت بيگانه ، به جانان آشناست
و ميرزا محمد رضا خلف الصدق ميرزا قواماى بهبهانى ، گاهى شعرى مىگويد و از اوست :
جفا برون مبر از حد و جور كمتر كن * كه آه خسته دلان بىگمان اثر دارد