تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1474

مساهمون:

ص١٤٧٤
محدود است از جانب مشرق به ناحيه « تل خسروى » و از طرف شمال و مغرب به نواحى « بختيارى » و از جنوب به ناحيه « بلاد شاپور » و در اين ناحيه مرغزارها و چشمه و رودخانه‌هاى گوارا [ است ] كه مرتع چندين هزار اسب و گاوميش و گاو و گوسفند تواند بود . و قصبه اين ناحيه را « رون » گفته‌اند به مسافت 23 فرسخ از بهبهان دور است و اين ناحيه در ميانه طوايف الوار كوه‌گيلويه قسمت گشته ، هر طايفه قسمتى از آن را تصاحب نموده است و شرح تصرفى هركسى به اين نزديكى بيايد . ششم : ناحيه زيدون است كه تاكنون به اين اسم و وضع باقى است و شرح آن به اين زودى بيايد . هفتم : ناحيه كوه مره است . مشرقى بهبهان ، هواى معتدل دارد ، درازى آن از قريه « ديل » تا « نارك » 7 فرسخ ، پهناى آن از 2 فرسخ نگذرد . محدود است از جنوب و مشرق به ناحيه « باشت » و از شمال به ناحيه بلاد شاپور و از مغرب به حومه بهبهان و معيشت اهل اين ناحيه از مويز و دوشاب و انجير خشك و بلوط و جفت « 1 » شود و اين ناحيه به همين اسم و وضع ضميمه ناحيه « باشت » گشته است . هشتم : ناحيه ليراوى است كه تاكنون به اين اسم و وضع باقى است و شرح آن در اين نزديكى بيايد . و ببايد دانست كه بعد از خرابى شهر ارجان در جانب ميانهء شمال و مشرق آن به مسافت نيم فرسخ شهرى ديگر بر پا شده ، مشهور به بهبهان گرديد و چون بعد از خرابى شهر ارجان اهالى آن مانند ايلات در چادرهاى ايلاتى منزل نمودند و اهل كوه‌گيلويه چادر سياه را « بهان » گويند و در زمستان از باران و تابستان از آفتاب آزار مىكشيدند ، در اين جاى چند خانه از خشت و گل ساخته خود را آسوده داشتند و جمعى ديگر كه هنوز در چادرها توقف داشتند ، از خانه‌هاى خشتى جويا شدند در جواب گفتند : به از بهان است پس به بهبهان شهرت يافت . عرض بهبهان از خط استوا 30 درجه و 5 دقيقه ، طول آن از گرىنيچ رصدخانه انگلستان 50 درجه و 28 دقيقه « 2 » ، انحراف قبله مسلمانى آن از نقطه جنوب به جانب مغرب [ ] درجه و [ ] دقيقه است . به مسافت 46 فرسخ كاروانى از شيراز دور افتاده است و قصبه بهبهان را دو قسمت كرده ، مجراى سيلاب زمستانه در ميان آن دو قسمت گذاشته‌اند ، آنچه در جانب شمال است آن را محله قنوات گويند و جنوبى را محله بهبهان و هريك از اين دو محله را محلات ديگر باشد و شماره خانه‌هاى اين دو محله از 2000 درب خانه بيشتر است و خانه حكومتى در محله بهبهان است و ميانهء اهالى اين دو محل ، رشته دشمنى استوار است . مشهور است كه يك نفر بهبهانى با جماعتى از اهل محله قنوات در سفر بصره بر يك كشتى بودند و در ميانه بناى طوفان دريا گرديد ، اهل قنوات مىگفتند يا على غرقش كن يعنى يك نفر بهبهانى را . كسى پرسيد كه غرق آن يك نفر و غرق اهل قنوات با هم خواهد بود در جواب گفتند ماها خواهشمند هلاك بهبهانى هستيم اگرچه با او هلاك شويم . و كلانترى و حكومت نواحى زير كوه و پشتكوه اين بلوك از سال 1090 و اند تا سال
هامش
( 1 ) . جفت ، ماده‌اى كه در گياهان سبز فراوان است و بخصوص در پوست ساقه گياه ، از جمله بلوط وجود دارد . ( معين ) ( 2 ) . در جام جم ، ص 595 : ( عرض بهبهان 30 درجه و 30 دقيقه و طول آن 50 درجه و 30 دقيقه ) .