تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1469

مساهمون:

ص١٤٦٩
و در جانب مغربى بهبهان در اواخر ناحيه زيدون بر تل بلندى در ميانه تلهاى بلند و كوتاه ديگر قبرى و گنبدى است كه آن را « زاهد سوخته » گويند و در نزديكى آن گنبد چندين شكاف در زمين است و هميشه دودى كه بوى گوگرد دهد از اين شكافها بيرون مىآيد و در شبها روشنائى دهد . و ببايد دانست كه نواحى كوه‌گيلويه را بر دو قسمت نموده‌اند ، قسمت مشرقى و شمالى آن را كه وسيع‌تر و بيشتر آن كوهستان است « كوه‌گيلويه » و « پشتكوه » گويند و قسمت جنوبى و مغربى آن را « زير كوه » و « بهبهان » . و « پشتكوه » در اصل سه ناحيه بود : ناحيه بلاد شاپور ، ناحيه تل خسروى ، ناحيه رون . و « زير كوه » 5 ناحيه بود : 1 - ناحيه باشت 2 - ناحيه حومه ارجان 3 - ناحيه زيدون 4 - ناحيه كوه مره 5 - ناحيه ليراوى و بيشتر از خانه‌هاى دهات سه ناحيه « پشتكوه » را نه ساكن دارى و نه نافخ نارى است و چون بناى بنيان و سقف ديوار آنها از گچ و سنگ است بر پا ايستاده ، زمستان نشين ايلات گشته‌اند و دهات زير كوه ، بر آبادى باقى است و هواى تابستان زير كوه چنان گرم است كه گاهى از باد سمومش جماعتى هلاك شوند و هواى دو ناحيه « تل خسروى » و « رون » از پشتكوه چنان سرد است كه برفش از سالى به سالى بىمحافظت بماند و هواى ناحيه بلاد شاپور در كمال اعتدال است كه درخت گردو و گيلاس را به خوبى پروراند و در همه نواحى « پشتكوه » و « زير كوه » اين بلوك جز ناحيه ليراوى ، هيچ مسافرى محتاج به ظرف آب و سفره نان نگردد كه در نيم فرسخ و فرسخى رودخانه يا چشمه آب گوارائى باشد و در همه‌جا از درخت بلوط و بن و بادام كوهى جنگلها و در سردسيرات علاوه بر آن درختها ، درخت كيالك و درخت انچو كك كه امرود كوهى است ، فراوان باشد و از ثمر آنها توشه برگيرند و انواع سبزيهاى خوردنى در زمين كوه‌گيلويه فراوان است و معيشت مردم « پشتكوه » از ثمر بلوط باشد . و در ناحيه « رون » درخت حب المحلب « 1 » كه از بادام كوهى خردتر و ريزه‌تر و مغزى خوشبو دارد فراوان است و از آن خروارها بار هندوستان كنند و در كوهستان پشتكوه ، عموما و در بعضى از كوهستان زير كوه ، بساتين انگور و انجير ديمى فراوان بوده و اكنون جز ديوارهاى سنگى ، آثارى باقى نمانده است . و نگارنده اين فارسنامه ناصرى در سال 1293 به مصاحبت نواب اشرف و الا ، احتشام الدوله سلطان اويس ميرزا دام عمره ، به سمت صحراى مال مير بختيارى كه آن را در كتابها شهر ايذج نوشته‌اند ، در دامنه كوه سروك از محاذات قريه امام‌زاده بابا احمد تا هفت هشت فرسخ از ميانه دو ديوار سنگى كه در دو جانب راه بود گذشتيم و معلوم شد كه در تمام اين مسافت باغهاى انگورى و انجيرى ديمى بوده است و در بعضى از اين باغها ، چاه آب‌دار يافت مىشد .
هامش
( 1 ) . ر ك : مخزن الادويه ، چاپ 1277 .