را در اين كتاب فارسنامه ناصرى نگاشتم « 1 » :
نقش برجسته بزرگ مشتمل بر صحنهء پيروزى شاپور اول بر والرين در جانب شرقى تنگ چوگان
« و از آثار ديگر ، نقش شاپور است كه در سه فرسخى شهر كازرون در تنگ چوگان واقع است كه از آن تنگ ، رودخانه مىگذرد و طرفين او را در كوه حجارى و نقارى كردهاند و در دامنه كوهى كه رو به شمال است دو مكان را از كوه تراشيده ، نقوشى كشيدهاند . »
« نقش اول : دو سوار روبروى يكديگر ايستاده كه يكى به كلى از صدمه باران و آفتاب و سيل ، منهدم شده كه همان دستوپاى اسب باقى مانده و در زير پاى اسب ، آدمى تنومند بهرو خوابانيده كه دست زير سر گذاشته و يكى ديگر روبروى آن سوار ، زانو بر زمين زده ، دست پيش برده ، اظهار عجز مىنمايد و از سوار ديگر ، همان صورت اسب باقى مانده ، شكل انسان را باران به كلى خراب كرده است و سوار اول گويا شكل شاپور است كه يكى از سلاطين را به زير پاى اسب انداخته است » .
« نقش ديگر : چون از كوه تراشيدهاند كه كوه طره مانند پيش آمده ، از آنجهت اندكى محفوظ مانده ، شكل شاپور است سوار اسب و زلفهاى پيچپيچ پشت سر و كلاه كيانى بر فرق و آدمى زير دستوپاى خوابانيده كه يك جانب صورت او پيداست كه به پهلو خوابيده و دست به زير گذاشته است و شخصى ديگر روبروى اسب شاپور زانو به زمين زده ، دست پيش برده ،
هامش
( 1 ) . ر ك : جام جم ، ص 475 .