به پنجاه سال از عمرش گذشته ، جز به اين درگاه عاليه سر فرود نياورده ، از درستكارى و راستگوئى روزبروز از اقران خود گذشته ، محرم اسرار حضرت اسعد و الا ادام اللّه شوكته گشته ، كسى جز او رسائل محرمانه را ننويسد و احكام سراير ملكى را ننگارد . در سال 1302 به لقب جليل « بنان - الملكى » كه مناسب با منصب نبيل اوست سرافراز گرديده است .
و از اجله اعيان اين محله است : عالىجاه ، افتخار اكفاء و اقران ، عمدة الاعيان ، اصالت و نجابت توأمان ، مقرب الخاقان حاجى ميرزا احمد ايشك آقاسىباشى خلف الصدق غفران مآب ، آقا ابو الحسن تاجر شيرازى . در سال 1241 در شيراز متولد گشته ، در اوايل مراحل زندگانى به مناسبت « 1 » شغل اجدادى مشغول تجارت گرديده ، مدتى در يزد توقف كرده ، عود به شيراز نمود و چون عالىجاه و خلاصة الاشباه ، آقا محمد على ، كدخداى اين محله ميدان شاه كه جد مادرى حاجى ميرزا احمد بود از پسر خود رنجش خاطر داشت ، منصب كدخدائى را به حاجى ميرزا احمد واگذاشت و سالها بر اين منوال گذشت و در سال 1277 حاجى ميرزا احمد منصب كدخدائى را به خالوى خود عالىجاه آفاجانى واگذاشت و خود در ركاب نواب اشرف و الا : حسام السلطنه سلطان مراد ميرزا قاجار از شيراز به خراسان رفت و منصب ايشك آقاسى باشى را تصاحب نمود و در سال 82 [ 12 ] در ركاب نواب معزى اليه عود به شيراز نمود و در سال 86 [ 12 ] باز در ركاب نواب معزى اليه از شيراز به طهران و از طهران به منصب امير ديوانى به شهر يزد برفت و در سال 91 [ 12 ] باز در ركاب نواب معزى اليه به منصب ايشك آقاسىباشى عود به شيراز نمود و در سال 92 [ 12 ] باز در ركاب نواب معزى اليه از شيراز به طهران و از طهران به كرمانشاهان برفت و در سال 98 [ 12 ] بعد از وفات نواب حسام السلطنه عود به شيراز نموده ، در كنج قناعت گنج راحت را يافته ، گذرانى دارد و از مآثر او كتاب حديقة الشعرا و تاريخ يزد و كتابى در مصائب اهل بيت نبوت است و اين چند شعر از اوست :
اى سخنور كه نزد اهل خرد * مدحتت فرقى از هجا نكند
ز آنكه از مدح و هجو هرچه بود * كس به گفتارت اعتنا نكند
با چنين پايه شعر ، خوشتر آنك * شعر گفتن كس ادعا نكند
گرچه گوئى كه چون تو ممدوحى * شعر از اين بهتر اقتضا نكند
با چنين شعر پس به مدحت من * به كه شاعر طمع عطا نكند
باز فى الجمله هديهاى دادم * گرچه خرج ترا وفا نكند
ولد الصدقش : عالىجاه ، خلاصة الاشباه ميرزا خليل در عنفوان جوانى به سرپرستى مزرعه ملكى خود اشتغال دارد .
و از اعيان اين محله است : قدوه اماثل و اقران ، نادره زمان ، ناظم ابيات بديعه ، مستخرج معانى لطيفه : آقا مهدى « صابر » « 2 » تخلص شيرازى . به اصناف كمالات آراسته بود [ و ] در سال
هامش
( 1 ) . در متن : ( به مناسبه ) .
( 2 ) . آثار العجم ، ص 560 : مرحوم فرصت مىنويسد : ( داراى كمالات عديده بود و خط نستعليقش پسنديده ) و اين دو بيت را از او نقل مىكند :آنكه دل برده ز من آفت جان خواهد شد * آفت جان من اين جان جهان خواهد شد
گر بهارى شود از گلشن رويش بينى * لالهسان داغ دل خلق عيان خواهد شد.