تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1132

مساهمون:

ص١١٣٢
حسن را ناز تقاضا چه كند گر نكند * عشق را عجز تمنا چه كنم گر نكنم تا نبندم به سر زلف توأش ، زو نرهم * ديو را سلسله درپا چه كنم گر نكنم
« منعم » بود فقير و غنى وين عجب مدار * هركس كه يافت گنج قناعت توانگر است
و از اعيان اين محله است : افتخار الاشباه ، نجابت اكتناه : ميرزا على ناظر ، « هشيار » تخلص . خلف الصدق مرحوم ميرزا حسن خان هزارجريبى مازندرانى ناظر كارهاى غفران مآب فرمانفرما طاب ثراه . در سال 1224 متولد گشته است . انواع كمالات را بياموخت ، در سال 89 [ 12 ] در دار الخلافه طهران وفات يافت و اين چند بيت از او ثبت گرديد :
رسم ما مهر [ و ] وفا ، شيوهء خوبان كين است * آرى از يار سزا آن بود از ما اين است علم اللّه كه از اهل نظر نيست اگر * عاشق روى تو را چشم به حور العين است عارضت منظر يك شهر نظرباز چراست * گرنه منظور تو آزار من مسكين است داد « هشيار » تو تا دامنت اى دوست ز دست * هر شبى دامنش از اشك پر از پروين است
و خلف الصدقش : عالىجاه ، افتخار اشباه ، مقرب الحضرت و الا حاجى ميرزا حسن خان در سال 1295 به ضابطى ناحيهء « خشت » برقرار گرديد و شوريدگيهاى آن سامان را به حسن كفايت آرمانيد . پس از آن در كنج قناعت به احترام تمام معيشتى از املاك موروثه و مكتسبه خود دارد . و [ از ] اعيان و اشراف اين محله است : سلالة السادات ، فدوهء اصحاب ، عمدهء اعيان حاجى - ميرزا ابو القاسم تاجر شيرازى خلف غفران مآب حاجى ميرزا على تاجر شيرازى ، در سال 1226 متولد گشته ، عمل تجارت اجدادى [ را ] اختيار نمود و در هر جائى ، عاملى براى تجارت فرستاد و مدتى امور تجارتى را به اولاد خود واگذاشته و در خانه عافيت نشسته است و او را چهار نفر پسر است : اصالت و نجابت و امانت اكتناهان آقا سيد حسين و ميرزا ابو الحسن و ميرزا محمود و ميرزا - ابراهيم . با آنكه در عنفوان جوانىاند به درستكارى و درستگوئى مشهور گشته ، مايهء رواج تجارت ترياك ايران به جانب ممالك چين شده‌اند . و از اعيان اين محله است : سلسله تجار نمازى . شايد يكى از اجداد آنها از بسيارى اشتغال به نمازهاى نافله و يوميه مشهور به نمازى شده ، اولاد او را تاجران نمازى گويند و از اعيان آنهاست : عالىجاه افتخار الاشباه ، عمدة الاعيان حاجى محمد هاشم خان تاجر نمازى شيرازى . سالها در بندر بمباى مشغول تجارت بود و در بيشتر از بلاد هندوستان و ايران عامل و وكيل براى رواج تجارت خود مىداشت و سالها به رياست تجار ايرانى ساكن بمباى برقرار بود و بعد از گذرانيدن هفتاد و اند مرحله از زندگانى در سال 1288 در شيراز به رحمت ايزدى پيوست . و خلف الصدقش : عالىجاه ، افتخار الاشباه ، اصالت و امانت اكتناه حاجى عباس على خان - تاجر نمازى سالها در خدمت والد ماجد خود در بندر بمباى به شغل تجارت مشغول بود و چندين سال است در دار الملك قاهره مصر رحل اقامت انداخته ، بساط تجارت را گسترده ، نزديك به شصت سال از عمرش گذشته است .