تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
چون خالوى عالى جنابان ميرزا حسن على خان و حيدر على خان نواب هندى است او را حاجى دائى گويند . املاكى در قريه نوبندگان فسا خريده ، معيشت و زندگانى را از سرپرستى املاك مكتسبهء خود نمايد ، مردى است راست‌گفتار و درست كردار ، نه از كسى ستمى كشد و نه بر كسى اشتلمى كند . در سال 1249 تولد يافته است . و از اجله اعيان اين محله است : سلسله جليله حاجى محمد حسن مجتهد قزوينى . جد اعلاى آنها مرحوم حاجى معصوم تاجر قزوينى به عتبات عاليات رفته ، رحل اقامت بينداخت . و خلف الصدقش جناب مستطاب مخدوم اهل علوم على الاطلاق ، وارث مناصب فضلا باستحقاق ، سلطان افاضل ، فارق حق از باطل ، متمسك به الطاف ذى المنن حاجى محمد حسن مجتهد ،
آنكه چرخ ، اعلم زمانش خواند * دهر ، علامه جهانش خواند هرچه در دهر نقش دانائى است * دل او را بر آن توانائى است
در عتبات عاليات در خدمت عالم سبحانى ، محقق صمدانى ، آقا باقر بهبهانى تكميل مراتب علميه را نموده به زيور اجتهاد زينت يافت و سالها به افاده و تدريس گذرانيد و بعد از وفات والد ماجدش سرمايه تجارت او را كه دراهمش از شماره ايام و شهور و دنانيرش از الف و كرور گذشته بود به وكلا و عمال واگذاشت و از ايام هفته روزى را براى تفريق محاسبات قرار داده ، مابقى ايام را به نشر علوم مشغول گرديد و در سالى كه شيخ سعود وهابى ، كربلاى معلا را غارت نمود ، آن جناب از كربلا به شيراز جنت‌طراز آمده ، هر روزه جواهر و لآلى مسائل علميه را آويزه گوش هوش دانشمندان مىفرمود و نماز يوميه و ليليه را در مسجد جامع جديد مشهور به مسجد نو به امامت جماعت گزاشته « 1 » ، به نصايح بليغه جليله و مواعظ نجيعه « 2 » جميله ، ارباب فضل و بزرگان را متذكر مىفرمود و چون از مجلس درس فارغ مىگرديد به قطع مشاجرات بين الانام به احكام شرعيه اقدام مىنمود و به اينحالت بساط تجارتش در اطراف مبسوط بود و در سال 1240 در شيراز وفات نموده به روضه رضوان خراميد و از مآثر علميه آن جناب كتاب رياض الشهدا در ذكر مصائب ائمه اطهار ( ع ) و كتاب شرح هدايه شيخ حر عاملى در علم فقه و كتاب كشف الغطا در اصول و شرح كتاب تلخيص الفوايد آقا باقر بهبهانى و كتاب نور العيون مختصر از كتاب رياض و آن جناب را سه نفر [ پسر ] بود : اول آنهاست : جناب مستطاب ، مخبر احاديث نبويه ، وارث مواريث مصطفويه ، ضياء مشارق علوم حاجى محمد معصوم . با آنكه در مراتب علميه سرآمد اهل فضل و كمال بود و شغل خود را به عبادت و امامت جماعت و نشر احاديث مىگذرانيد باز از طريق تجارت خارج نگشته ، صيت تجارتش به اطراف بلاد رسيد و چندين نفر وكيل و عامل در كار خود گماشت و مدتى براى تجارت در بندر بوشهر توقف فرمود و در سال 1263 به رحمت ايزدى پيوست . و خلف الصدقش : جامع عوالى ، حايز مكارم متعالى ، مقتداى اعاظم ملوك ، عارف دقايق جذبه و سلوك ، ضابط احكام شرعيه حاوى نكات اصليه و فرعيه حاجى ميرزا كوچك نايب الصدر . نام اصليش آقا زين العابدين و لقبش در طريقت رحمت على شاه . اگر تمام سلسله نعمت اللهى بلكه جميع سلسله عرفانى به وجود آن جناب افتخار كنند ، سزاوار است ، به حليهء علم و زهد و تقوى
هامش
( 1 ) . در متن : ( گذاشته ) . ( 2 ) . سودمند و گوارا .