انتساب ، مجمع سعادات و آداب ، جالينوس زمان ، سيد مكرم مبارك الوجه و القدم ، ذوى المحامد و المعالى حاجى ميرزا سيد حسن طبيب ملقب به رئيس الاطباء « 1 » ، خلف الصدق مرحمتپناه حاجى ميرزا عبد الله فسائى ، خلف الصدق مرحمتپناه ميرزا جواد فسائى پسر عم حقيقى نگارندهء اين فارسنامه ناصرى ، در 1260 متولد شده در قريه زاهدان فسا كه ملك اربابى پدر و جد اوست نشوونما نمود و بعد از وفات والدش به شيراز آمده ، تحصيل مقدمات علميه نموده ، در خدمت جناب مستطاب فريد دهر و وحيد عصر ميرزا احمد طبيب كه شرح حالش در محله درب مسجد گذشت كسب مراتب علم طب نمود [ و ] گوى سبقت را از همگنان ربود پس در مقام عمليات اين علم آمده شهرتى بىاندازه يافته ، از اطباى مشهور شيراز گشته است .
و از اعيان اين محله است : نيرى شاعر « 2 » . نام او ميرزا طاهر پسر قديم خان از ايلات سكنه شيراز است . در جوانى كسب كمال نموده ، از شيراز به حيدر آباد دكن رفته مداح چند و لعل هند و وزير دكن گشته اشعار بسيارى گفته است . وقتى از هند به شيراز آمده و برگشته است اين قطعه را براى چند و لعل فرستاده است : « 3 »
بريد باد صبا دوشم از ره شبگير * همىرساند پيامى ز بارگاه وزير
كه اى ز تربيت خاطرت به جاده نظم * چنان بشد كه سبق برد از جرير و ظهير
قلمت آنكه ز تحرير نقطه بد عاجز * به عون مدحت من نكتهگير شد بر تير
سفر گزيدى و كردى بهانه حب وطن * تو چون بهانه گزيدى شدم بهانهپذير
شنيدم آنكه به ايوان شاه بردى راه * كه آستانش فلك را بود مشار و مشير
يكى قصيده كه بد بارنامه شعرا * به شاه خواندى و وز شه نيافتى توقير
به جمله اين سخن از من به عرض شاه رسان * به نرمئيى كه نداريش آنچه گوش ضمير « 4 »
كه نيرى يكى از دستپختگان من است * بلند رتبه بود گر بود به جثه قصير
و از اعيان اين محله است : هادى مرشد و مهدى موحد ، فرد افراد و قطب اوتاد آقا محمد هادى مرشد در سال 1248 متولد گشته كسب مراتب كماليه نمود [ ه ] با فقرا و گوشه - نشينان مصاحبت داشته ، اخلاق حسنه را دريافته ، خصائل ذميمه را در تافت و آفتاب تربيت بزرگان بر ساحت وجودش تافته ، در مراتب تهذيب اخلاق كوشيده ، نصيبى كافى و بهرهاى وافى بيافت ، سالها آزارى ننمود تا كارش به نيازردن كشيد ، درويشى است ديندار ، فقيرى است شبزندهدار ، در خط تعليق و سخنگوئى اقتدا به پسر عم ماجد خود محمد مهدى حجاب كه شرح حالش در محله بازار مرغ گذشت نموده ، گاهى شعرى مىگويد و اين شعر از او به يادگار ثبت گرديد :
هامش
( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، متن و حاشيه ص 532 ، كه مىنويسد : ( گاهى بر سبيل تفنن شعرى مىفرمايد و ( كئيب ) تخلص مىنمايد ) و چند بيتى نيز از او به شاهد مىآورد .
( 2 ) . ر ك : دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 4 ، ص 759 و 760 : اين ( نيرى ) شاعر از خاندان نيرى شيرازى الاصل كه هماينك در شيراز زندگى مىكنند نيست . ( نقلقول از آقاى دكتر يوسف نيرى ، استاد زبان و ادبيات فارسى ، دانشگاه شيراز كه خود فرزند محمد هادى ، فرزند حاج غلامعلى فرزند حاج محمد تقى فرزند حاج اسماعيل مىباشد . )
( 3 ) . در سال 1286 در شيراز وفات يافت .
( 4 ) . معنى واضح نيست .