تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1089

مساهمون:

ص١٠٨٩
پسر دويم حاجى ميرزا مهدى لشكرنويس است : فخر الاماثل ميرزا رفيع ، سالها در كرمانشاهان و عربستان به وزارت و پيشكارى جلالت مآب منوچهر خان معتمد الدوله والى آن سامان به سر برده ، در سال 1265 عود به شيراز نمود [ و ] در سال 79 [ 12 ] وفات يافت . و خلف الصدقش : عمدة الاشباه ميرزا لطف اللّه در شيراز به منصب جليل استيفاى ديوانى برقرار است . ولد ارجمندش ميرزا عبد الحسين در كار خدمات والد ماجد پرداخته ، به رحمت ايزدى پيوست . و خلف الصدقش : عالىجاه ، مقرب الخاقان ميرزا عبد الحسين مستوفى در سال 1280 متولد گرديد و بعد از وفات والد ماجدش ، مواجب ديوانى و منصب استيفا در حقش مبذول گشته ، به لوازم آن پرداخته است . اگرچه خانه ميرزا لطف اللّه و ميرزا عبد الحسين مستوفى در محله اسحق بيگ است ، ليكن به مناسبت سلسله و خانه اجدادى در محله لب آب نگاشته گرديد . و از اعيان سلسله لشكرنويسان است : عالىجاهان ، رفيع جايگاهان ، عمدة الاقرانان ميرزا - محمد رحيم و ميرزا ابو طالب خلفان صدق مغفرت مآب ميرزا آقا . سالها در طهران و آذربايجان مشغول تحرير و محاسبات ديوانى بودند و ميرزا محمد رحيم چندين سال منشى ديوان‌خانه عدليه بود و ميرزا ابو طالب به نيابت از جناب جلالت مآب مؤيد الملك ، محاسبات دفترى مملكت فارس را مداخلتى مىنمايد . و از اعيان اين محله است : سيادت اكتناه ميرزا لطف اللّه . سالها « 1 » تحرير رسائل و محاسبات ديوانى و املاكى مرحمت‌پناه حاجى قوام را متكفل بود و از عهدهء لوازمش برآمد و در سال 1275 وفات يافت و او را دو نفر پسر است : اول آنها : عالىجاه ، سيادت اكتناه ، مقرب الحضرت الوالا ميرزا اسد اللّه سالهاست نايب بلوك داراب گشته ، از عهده لوازمش برآمده ، ايلات بهارلو و اينالو را با رعاياى داراب الفت داده ، به آسايش مىگذرانند . پسر دويم مرحوم ميرزا لطف اللّه است : سيادت‌پناه ميرزا آقا . چندين سال است بنيچه اصناف و ارباب حرفت و كسبه شيراز جنت‌طراز را مواظبت نموده ، از عهدهء لوازم آن برآمده است . و از اهل اين محله است : طايفه مشهورهء به آغ اوغلى نزديك به هفتاد هشتاد خانوار مىباشند در اصل از اهل تركستانند كه با طايفه بيات و قشقائى به مملكت فارس آمده ، در شهر شيراز توطن نموده‌اند و تاكنون زبان آنها به تركى باقى است و مانند طايفه بيات كه شرح حال آنها در محله اسحق بيك گذشت ، كسب حرفت بازاريان را ننگ خود شمارند و به معاملات روغن‌فروشى و پوست بره‌فروشى ، معيشتى دارند و دولتمندان اين طايفه ، اسب ايرانى را خريده به هندوستان برده ، فروخته ، تنخواه هند را به ايران آورند و بيشتر اوقات عالمى متشرع در اين طايفه بوده است مانند غفران مآبان حاجى محمد صادق آغ اوغلى و آخوند ملا فتح على آغ اوغلى كه هريك در زمان خود عالمى مشهور و فاضلى معروف بوده‌اند [ جناب حاجى ملا محمد صادق مجتهد از اين طايفه برخاسته است ] . و از علماى اين طايفه است : عالى جنابان ، فضائل اكتسابان ، زبدهء اخيار و اسوهء ابرار
هامش
( 1 ) . در متن : ( سالها در ) .