تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1055

مساهمون:

ص١٠٥٥
نمايد و معلوم گردد كه علم دين كنيز من از شما بيشتر است و اهل مجلس خنديده ، مجلس را بر هم زده ، بيرون آمدم و سهل آباد و سختان به عنوان غصب در تصرف غاصب بماند و در سال 1293 كه ايالت مملكت فارس به حضرت اشرف و الا ، حاجى معتمد الدوله ، فرهاد ميرزا دام عمره و عزه مرجوع گرديد ، مراتب را به عرض او رسانيدم ، در جواب فرمود كه نوشتجات وقفيه سهل آباد را انفاذ عتبات عاليات و دار الخلافه طهران بدار تا علما بر طبق مراد يا بر خلاف بر او حكم كنند « 1 » و آن احكام را مجرى بدارم ، پس به فرموده عمل نمودم اولا كتابى را شيرازه نمودم و نزديك به هشتاد نفر از علما و بزرگان شيراز به خط خود احكام شرعى و شهادت بر وقف سهل آباد بر منصوريه نوشته ، مهر نمودند و آن كتاب [ را ] با اسناد قديمه به وكيل خود سپرده ، روانه عتبات عاليات داشتم و پس از اندك زمانى ، بيشتر از علماى نجف و كربلا ، حكم بر وقفيت سهل آباد رامجرد و توليت اين بنده ، نمودند و چون آن احكام به شيراز رسيد باز اسناد وقفيه و آن احكام را انفاذ دار الخلافه طهران داشتم و بعد از رسيدن آنها جناب حجة الاسلام آقاى حاجى - ملا على و جناب سيد المجتهدين آقا سيد صادق مجتهد و جناب آقا ميرزا حسن مجتهد آشتيانى دامت بركاتهم ، بعد از ملاحظه اسناد قديمه و احكام جديده ، حكم بر وقفيت سهل آباد رامجرد ، فرموده ، ناظم الشريعه را در متن احكام توبيخ و سرزنش نمودند و بر طبق اين احكام فرمان قضا جريان شرف صدور يافت و بعد از رسيدن فرمان مبارك و احكام علما ، حضرت اشرف و الا دام عمره مجلسى منعقد ساخته تمامى علما و اعيان و ناظم الشريعه را حاضر ساخته ، عبارت احكام را بخواندند و از حضار مجلس تصديق بخواستند ، همگى گفتند بايد به مضمون احكام و فرمان مبارك معمول داريد و سهل آباد را در ماه رجب سال 1295 به تصرف اين بنده بدادند و در سال 1299 ناظم الشريعه حيلتى ديگر انگيخت و باز سهل آباد را به عنوان غصب متصرف گرديد و در اين مدت ، سخنى از « سختان » براى احترام مشير الملك نتوانستم گفت و تاكنون كه سال 1304 رسيده است ، « سهل آباد » در تصرف ورثه ناظم الشريعه باقى است و « سختان » را بعد از وفات مشير الملك به وقفيت متصرف شدم . و در سال 1299 دو طرف خانه كه در محله ميدان شاه داشتم فروختم و در عوض دو طرف خانه در محله دشتك كه اكنون جزء محله سردزك گشته در مبلغ 1700 تومان به نام فرزندان خود حاجى ميرزا سيد على و ميرزا جواد حفظهما اللّه تعالى ، خريده به آنها بخشيدم و چون در سالهاى گذشته نواحى و جوانب فارس را سياحت كرده ، نقشه آنها را پراكنده نگاشته بودم ، در سال 95 [ 12 ] آن پراكنده‌ها را جمع نمود [ ه ] صفحه بزرگى كه گنجايش تمام آنها را داشته باشد ، ساخته ، نقشه تمام مملكت فارس را به وجه كمال كشيده ، انفاذ پيشگاه اعليحضرت همايونى اطال اللّه عمره داشتم و تمام علماى جغرافى فرنگى و ايرانى ، تصديق بر صحت خطوط طوليه و عرضيه درجات و دقايق و ساير اجزاء نموده ، از لحاظ انور اعليحضرت شاهنشاهى خلد اللّه ملكه گذشته ، مورد تحسين ملوكانه گشتم و اكنون كه سال به 304 [ 1 ] رسيده ، خاطر فاترم از اشتغال آنچه را دانسته بودم ، رنجيده ، مدتهاست گنج قناعت ، در كنج خانه ديده آسايشى دارم . « 2 »
هامش
( 1 ) . در متن : ( كنيد ) . ( 2 ) . ميرزا حسن گفتار اول فارسنامه را تا سال 1312 به انجام رسانيده كه قسمتى مفقود شده ، و فارسنامه به وضع كنونى