« . . . نواب سلطان محمد ميرزا در همين ماه ذى الحجه بر اورنگ شاهى قرار گرفت و براى جلوس آن پادشاه ، گفتهاند :
منت ايزد را كه بنشست از ره عز و شرف * بر فراز مسند شاهى ، شه انجم سپاه
سال تاريخ جلوسش از خرد جستند گفت * « كاش مىبود از ازل سلطان محمد پادشاه »
( وقايع سال 985 - گفتار اول )
« . . . تاريخ جلوس پادشاه جمجاه ، شاه عباس را كلمه « ظل اللّه » يافتند و به فكر ديگرى « مروج مذهب » رسيد و بعضى گفتند :
سال تاريخ دل طلب مىكرد * هاتفى بانگ زد كه « ظل اللّه »
و ديگرى گفته :
كرد بر مسند شهنشاهى * چون جلوس آن شه همايونگاه
بود چون سايه خداى جهان * سايه انداخت بر عباد اللّه
و ديگرى گفته :
بر مسند خاقانى زد تكيه شه ايران * تاريخ جلوسش شد « عباس بهادر خان »
( وقايع سال 996 )
« در تاريخ اين سفر گفتهاند :
« گفتا پياده كردم هفتاد حج اكبر »
( وقايع سال 1009 )
« . . . در تاريخ فتح « قلعه گنجه » گفتهاند :
تاريخ فتح گنجه « كليد شماخى » است ( گفتار اول - وقايع سال 1015 )
« خواجه محمد يوسف قزوينى در تاريخ اين واقعه فرموده است :
چونكه سردار لشكر رومى * داخل ملك ايروان گرديد
در سه مه گرد قلعه چون بنشست * مهرهها بر بساط عربده چيد
ماه شوال چون ز بيست گذشت * دهه آخرين به نصف رسيد
دولت شاه دين مساعد شد * لشكر روم منهزم گرديد
پى تاريخ آن خرد گفتا * « آمد امروز شيعيان را عيد »
( وقايع سال 1025 )
« . . . شاه عباس اول . . . در شب پنجشنبه بيست و چهارم ماه جمادى اول اين سال ( : 1038 ) وقت سحر ، داعى حق را لبيك اجابت گفته ، جان را به جانآفرين سپرد ؛
بود ظل اللّه تاريخ جلوس * ظل حق تاريخ سال رحلتش »
( وقايع سال 1037 - گفتار اول )
« . . . در اين سال نهرى عميق و وسيع از حوالى حله كنده از نزديكى مسجد كوفه گذرانيده به درياى نجف رسانيدند و در تاريخ اين خيرات جاريه ، گفتهاند :
شاه اقبال قرين خسرو دين شاه صفى * آنكه خاك قدمش زيور افسر آمد
يافت توفيق كه آرد به نجف آب فرات * آن بشارت به شه از حيدر صفدر آمد
سال تاريخ چو پرسيدم از ايشان گفتند * « آب ما از مدد ساقى كوثر آمد »
( وقايع سال 1042 )