چو بيدولتى تخم كوشش مكار * چو دولت بودنيست كوشش به كار
و پادشاه اسلام بر مقتضى رجوليّت و موجب حميّت كه در جبلّت مبارك او مركّب بود هرروز بنفس خويش مباشرت احوال و معانقت جدال مىفرمود و در مضايق حروب مىشد و در مخاوف دروب توغّل مىنمود ،
عبالة « 1 » عنق اللّيت من اجل انّه * اذا ما دهاه الأمر قام بنفسه « 2 »
و از جوانب ضربات موجع و طعنات مولم بر جسم عزيز و شخص كريم مىرسيد و با درع عنايت الهى « 3 » و خود رعايت ربانى حمد اللّه هيچ اثرى نمىنمود ،
اذا اللّه لم يحرزك ممّا تخافه * فلا الدرع منّاع و لا السّيف قاضب
دوستى از جملهء ديالم شهر كه در ميان آن كار بود حكايت كرد كه اين پادشاه ملك باستحقاق گرفت و پادشاهى كرمان او را از شير مادر حلالترست كه ما اهل شهر روزى شمرده بوديم هژده تير در قزآگند « 4 » و بر گستوان وى بود ،
يقرّ له بالفضل من لا يودّه * و يقضى له بالسّعد من لا ينجّم
پاى بيفشرد تا بدست سعادت * كام خود از چشم روزگار برآورد
قوّت بازوش گرم گرم برآمد « 5 » * تا جگر خصم زار زار برآورد « 6 »
خصم گريز اختيار كرد و حسامش * سدّ ظفر پيش اختيار برآورد
كوكبهء عزّتش ز چاه هزيمت * ريش مخالف گرفت و خوار برآورد
آتش بأس پيادهء ز صف او * دود هزيمت ز صد سوار برآورد
چون كار بر اهل شهر تنگ شد و چند مرد اختيار هلاك شدند و اكثر مجروح حق تعالى آيت فتح فرو فرستاد و نسيم ظفر بوزانيد . سخن مصالحت « 7 » درافكندند وزفان « 8 » شفاعت بگشادند و دست تضرّع برداشتند تا كمند خناق پارهء سست فروگذارد و لگام ازهاق « 9 » اندكي بازگيرد تا جماعتى كه از سوابق جرايم و سوالف
هامش
( 1 ) - عبالة - كلفتى ، ضخامت .
( 2 ) - اذا ما دهاه الخطب قام بنفسه . اذا ناب امر قام فيه بنفسه ( مرزباننامه سعد و راوينى متن و ذيل ص 212 ) .
( 3 ) - چ : كلمهء ( الهى ) را ندارد .
( 4 ) - قزآگند بر وزن و بمعنى ( قزآغند ) است كه جامه پنبهء و ابريشم آكندهء آجيده كرده شده باشد كه در روزهاى جنك پوشند و او را خفتان گويند ( برهان ) .
( 5 ) - ق : درآمد .
( 6 ) - م : بيت دوم را ندارد .
( 7 ) - ر : مسامحت .
( 8 ) - بجز نسخهء اساس و ( ر ) همه « زبان »
( 9 ) - نيست و نابود ساختن .