31 ، 68 ، 69 ، و نيز صريح جهانگشا ج 2 ص 9 و لباب الألباب ج 1 ص 78 است منتجب الدين است و لقب دولتى او در يك موضع ازين كتاب ( ص 31 ) مؤيد الدوله و در موضع ديگر مؤيد الملك يمين الدوله مسطور است ( ص 68 ) و اگر نسخه در يكى از دو موضع مذكور غلط نباشد لابد حمل بر اين بايد نمود كه وى هر دو لقب مؤيد الملك و مؤيد الدوله را بتعاقب در ازمنهء مختلفه دارا بوده است چنان كه نظير آن در هر عصر و زمان ديده مىشود ، بنابراين آنچه در عنوان صفحهء اول از نسخهء حاضره بخطى ديگر غير خط كاتب اصلى نوشته شده « منتجب الملك » بلاشك سهو ناسخ و تلفيقى است از دو لقب اسلامى و دولتى او « منتجب الدين مؤيد الملك » كه از آن « منتجب الملك » ساخته شده است و همچنين آنچه در عنوان يكى از مكاتيب صاحب ترجمه در فهرست نسخ فارسى مؤسسهء السنهء شرقيه در پطرزبورغ تأليف ويكتور رزن « 1 » صفحهء 156 مسطور است كه : « مثال عن الدركاه الأعلى السلطانى الى وزير دار الخلافة من انشاء مؤيد الدين منتجب الملك بتاريخ رمضان سنة سبع و عشرين و خمسماية » بلا شبهه تحريفى است از « مؤيد الملك منتجب الدين » با تقديم و تأخير دو مضاف اليه .
يكى از اجداد صاحب ترجمه بتصريح خود او دبير شمس المعالى قابوس بن وشمگير بوده است ( ص 2 ) و وى خود خال جد علاء الدين عطا ملك جوينى صاحب تاريخ جهانگشا بوده چنان كه مؤرخ مزبور در جلد 2 ص 9 از آن كتاب بدين فقره تصريح نموده است و به همين مناسبت يعنى مناسبت اينكه خانوادهء صاحب جهانگشا و آبا و اجداد او همه جوينى بودهاند من شكى ندارم كه كلمهء « الخوئى » در لباب الألباب ج 1 ص 78 در نسبت صاحب ترجمه تصحيف « الجوينى » است بدون هيچ شبهه .
منتجب الدين بديع مذكور معاصر رشيد وطواط و انورى شاعر بوده است و هموست كه از رشيد وطواط در نزد سلطان سنجر در آن حكايت بس معروف شفاعت نمود
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد بما بعد صفحهء 18 ( منظور صفحه 18 از همين مقدمه است بر مجموعه عكسى عتبة الكتبه يعنى صفحهء « ط » از مقدمهء كتاب حاضر ) .