عدول بر آن جملت كند كه مفروض و مسنونست بجدّى هرچه تمامتر پيش گيرد سبيل اعيان و سادات و ائمه و اماثل و مشايخ و كافّهء رعاياء شهر نيشابور و نواحى و اعمال آن حاطهم الله آنست كه اين جمله از رأى ما تصوّر كنند و در احترام و توقير و تبجيل و تمكن جانب برهان الدين طريق توفّر و تكلف سپرند و در جملگى اعمال شرعى و امور حكمى بديوان قضا و نايبان او رجوع كنند و مرجع آن بنوّاب او دانند و جملگى فرمان را و حكم مثال را بامتثال و انقياد مقابل كنند و نوّاب جانب امير اسفهسلارى اجلى كبيرى مؤيد الدولة و الدينى ادام الله عزّهم هرچه بتنفيذ اين مهم و تمهيد اين شغل نازك پيوندد تقديم كنند و اسباب معارضهء اين شغل منقطع و قاصر دارند و اگر پيش ازين مثالى بنقض اين فرمان تحرير كردهاند و بر رأى ما پوشيده داشته حكم آن منسوخ و باطل دانند و اعتماد برين فرمان كنند چه قانون اين مهم كه ببرهان الدين منوط گشته است از تغيير و تبديل دور خواهد بود و اين اسم بر جانب برهان الدين مقرّر و مؤيد تا خاص و عام آن احوال بدانند و بهرچه نوّاب برهان الدين بنايبان جانب مؤيد الدين صواب بكى رجوع كنند اهتمام شافى نمايند و برحسب اشارت او مىروند و امداد اقبال و مزيد اعتماد از مجلس ما جانب برهان الدين را بر تواصل و تزايد دانند و از همهء جوانب بر حكم فرمان روند ان شاء الله تعالى .
22 - تفويض قضاء حكم و لشكر حضرت
اعلام دولت و معالم اقبال كه در جهان منصور و معمور ماند و از نوايب و حوادث ايام مصون و محروس بمراقبت جانب ايزد تعالى و تشييد قواعد امور دينى و تمهيد مصالح شرعى باشد و هرچه درين باب تقديم افتد و بتأييد ايزد تعالى ميسر گردد آن را از دلايل اقبال و مخايل مزيد دولت و بسطت مملكت شناخته شود [ كذا ] و همت ما همواره بر سلوك اين طريقت و اقتناص اين غنيمت كه متضمن اين سعادت دوجهانى است مقصور باشد و از بارى عزّ و علا توفيق مواظبت برين سيرت و افاضت سجال عدل و رأفت بكافهء زيردستان مىخواهيم و بفضل عميم او عزّ و علا مستظل و ملتجى مىباشيم و برحسب امكان ترتيب انتظام شمل اعمال دينى مىفرمائيم و چون قضا و حكومت ركنى