تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
و تعالى ، و سالهاست تا شحنگى جوين بديوان معمور خاتون اجل خواهر عزيزه تاج الدنيا و الدين نوربلكا كركان ؟ ؟ ؟ [ كذا ] ادام اللّه عصمتها حوالتست و بنواب و معتمدان آن‌جانب دام تمكينهم مفوّص و برايشان مقرّر و از جهت ديوان تاج الدنيا و الدين شحنگى بر امير سپاه‌سلار سيف الدين يرنقش ادام اللّه عزّه كه از بندگان شايستهء پسنديده سيرت نيكو خدمتست تقرير كرده آمد و آن شغل بوى ارزانى داشته و بسمع ما رسانيده‌اند كه رعاياء آن ناحيت از سيف الدين شاكرند و با ايشان طريق پسنديده مىسپرد و در تخفيف و آسايش ايشان مىكوشد ، او را بر آن محمدت فرموديم و اين مثال بتازگى صادر گشت تا سيف الدّين در ملابست اين شغل قوىدل باشد و شرايط آن بواجب بجاى آرد و بر احترام و اكرام اهل بيوتات و ائمه و علما و عباد و قضاة و صلحاء آن ناحيت كه منشأ و مسكن اين طبقاتست و ما را بدعاى ايشان تيمن و تبرك تمام متوفّر باشد و جانب ايشان بهمهء معانى رعايت كند و هيچ كار ديوانى بىمشورت و اتفاق اين طبقه كه از مشاهير عصراند نگذارد و اصناف رعايا را از توانگر و درويش ، معروف و مجهول نيكو دارد و از تعرّض ناواجب و خطاب نامتوجه خويشتن را صيانت كند و از شكايت و استزادت رعايا بپرهيزد و ايشان را آسوده و مرفّه گرداند و از قصد و زيان مجتازان و لشكريان و راه‌گذريان نگاه دارد و مفسدان و متعدّيان را خصوصا جماعتى كه باسم و رسم عيارى در كوهها مىگردند و لوريان و دزدان را كه مسلمانان را ازيشان رنج و زيانست از آن ناحيت به كلى نفى كند و حسم مادّت فساد ايشان از آن ولايت مهمترين كارها داند و زجر و مالش هركس را كه ايشان را حمايت كند كائنا من كان واجب و لازم شناسد و كسانى را كه پيش ازين بنيابت او كارى مىكرده‌اند و رعايا را ازيشان رنجها مىرسيدست از ميان كارها دور كند و به هيچ شغل ديوانى مشغول نگرداند ، و فرمان چنانست كه كدخدائى ديوان شحنگى بر ثقة الدين دام تمكينه كه پيش ازين نيابت سيف الدين داشتست و رعايا از وى شاكر بودند و بكفايت و سداد طريقت موسوم است مقرّر دارد و او را محترم و ممكن گرداند ، سبيل خواجگان و منظوران و معتبران و مشايخ و ائمه و سادات و علماء جوين ادام اللّه ولايتهم آنست كه شحنهء خويش