رأى چنان ديد كه رياست آن قصبه و نواحى باجل شرف الدّين ادام اللّه تأييده تفويض فرموديم و او را متكفل تقديم مصالح آن رعايا كه ودايع ايزد تعالىاند گردانيديم تا نايبى شهم شايستهء متهدّى مصلح كاردان گمارد و چنان كه از شهامت و حسن سيرت و متانت رأى و سداد طريقت شرف الدين معهودست ترتيب اين كار پيش گيرد و رميدگان را استمالت دهد و بتلطف و مراعات بجاى بازآرد و همگنان را از شريف و وضيع ، سپاهى و رعيت ، از مجلس ما بهمهء نيكوداشت و رعايت و توقير و ترفيه و احسان و انعام موعود و مستظهر گرداند و جناح عدل و انصاف بر كافهء آن رعايا بگستراند و قواعد نيكو نهد و رسوم ناپسنديده براندازد و آثار حميده در همهء معانى ظاهر كند و در تحصيل ذكر جميل و دعاء خير كوشد ، و چون منصب ديوان استيفاء حماه اللّه به مكان شرف الدين متحلى است و اعتماد در آن مهمّ بزرگ و نازك بر استقلال و كفايت و غناء و شهامت او مقصور لابد بهر طرفى از آنچه تدبير ديوان خاص است نايبى امين سديد نصب كند و زمام كار معاملاتى و محاسبات بدست كفايت او دهد ، اختيار در باب نيابت رياست و استيفاء بسطام بر اجلّ امين رشيد الدّين ادام اللّه عزّه كند و اين هر دو شغل به دو مفوّض گرداند . فرمان چنانست كه معروفان و معتمدان و منظوران از ترك و تازيك و اصناف رعاياء بسطام و نواحى آن در تمكين و احترام نايب جانب شرف الدين متوفّر باشند و در مصالح و مهمات كه بديوان رياست و معامله تعلق دارد رجوع با او كنند و از صوابديد او نگذرند و ديگر گماشتگان و متصرّفان ادام اللّه عزّهم بىمشورت و حضور رشيد الدّين كارى نگذارند و او را محترم و موقّر دارند و همهء اعتماد بر قول و قلم او دانند و مرسوم رياست و استيفاء برقرار متقدّم مهنا مىرسانند و حسابهاى گذشته از ضرايب و طيارات و غير آن بحضور او و نايب ديوان عمل روشن كنند ، امير اسفهسلار فلان دام تأييده ترتيب كار ديوان رياست و استيفاء بواجب بكند ، هرچه برونق و طراوت كارهاى ديوان پيوندد تقديم كند و شكر نوّاب ديوان متواتر گرداند تا بموقع حميد افتد ان شاء اللّه تعالى .
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني
ص٥٦