تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
بقاء آثار خير و اعلام شعار شرعياتست تا منافع و جدواى آن بمستحقان رسد و معالم خيرات مؤبّد و مخلد مىماند ، و چون معلوم و محقق است كه اوقاف جرجان و مضافات آن در اختلال و انحلال چنانست كه اگر آن را بمعروفى كاردان متهدى متديّن تفويض فرموده نيايد هر روز دواعى خلل آن در زيادت باشد و امارات و اعلام خيرات كه از محصولات و ارتفاعات آن باقى تواند ماند مندرس گردد رأى چنان اقتضا كرد كه توليت اوقاف كه در شهر گرگان و نواحى آنست بامير امام اجل عزيز الدّين اثير الاسلام ادام الله تمكينه كه از خواصّ خدمتكاران مجلس ما است و بسداد طريقت و حسن سيرت و عقيدت موسوم و بكوتاه‌دستى و امانت‌گزارى و ديانت و نگاه داشتن حقوق شرعى و رعايت آنچه برضاء ايزدى و نيكونامى دوجهانى بازگردد موصوف و معروف حوالت فرموده شد و زمام آن خير بزرگ بدست كفايت و شهامت او داده آمد تا چنان كه فرموديم در مراقبت جانب ايزدى كوشد و طلب رضاء او سرّا و جهرا پيش دل دارد و حقيقت داند كه از هرچه او در آن تصرّف خواهد كرد مسؤل خواهد بود
الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
، و بر نيك و بد مثاب و معاقب و بقليل و كثير مخاطب و محاسب ، و بعد از تأمّل و تفكر درين باب كه فرموده شد بتفحص احوال اوقاف مشغول گردد و وقفها و وقفنامه‌ها باز طلبد و كيفيت احوال هر يك بداند و محصولات گذشته معلوم كند تا بكدام كس تعلق داشتست و مصارف آن چگونه بودست ، اگر متصرّفان كار بر وفق شارط كرده باشند و محصول بمصبّ استحقاق رسانيده شغل برايشان تقرير مىكند و بتازگى شرط احكام بجاى مىآورد و اگر بخلاف اين بوده باشد حال بديوان باز نمايد تا آنچه از تعريك واجب شود فرموده آيد و در مستقبل هر موضعى كه از اوقافست بمعتمدى كاردان خداى ترس معتبر مىسپارد و حجت مىستاند كه در تيمار داشت تهاون نكند و از خيانت و اختزال دور باشد تا عزّ الدين دام تمكينه آنچه حاصل مىآيد در وجوه خيرات برحسب شرايط و اتقان صرف مىكند و در احياء آن بأقصى الامكان مىرسد و آثار جميل ظاهر مىگرداند و اوقاف را معمور مىدارد و محصول آن بر آن جملت كه فرموده است بمصبّ وجوب مىرساند بمعرفت معتمدان ديوان