تخت بدان جانب فرموديم و تشريفى كه امثال او را از اعيان جهان و رؤساء اقاليم ممالك معهود نبودست ارزانى داشتيم از كسوت فاخر و مركب گرانمايه با ستام زر و طوق مرصع و سلاح و رياست مازندران بجملگى گرگان و دهستان و استراباد و بسطام و جلفادقان بتازگى بر وى تقرير كرديم با هرچه بدين شهرها مضاف و منسوبست و از جملهء آن معدود و محسوب تا جانب ايزد تعالى را در هر حالت كه باشد سرّا و جهرا مراقبت كند و آن را سرمايهء سعادت دوجهانى داند و در هر كارى كه ايراد و اصدار آن خواهد كرد حيثيت جانب او را عزّ و علا پيش خاطر و دل دارد و او را تبارك اسمه بر هرچه كند و انديشد مطلع شناسد و بر خير و شر مثيب و معاقب ، و در نيكوداشت رعايا و صيانت ايشان از رسوم جايز و محدثات ناواجب و حوالات نامتوجه بهمهء عنايتها برسد كه عمدهء مصالح ايشان در ذمّت او كرديم و در عاجل و آجل از كار ايشان مسؤل خواهد بود كما قال عليه السلام : كلكم راع و كلكم مسؤل عن رعيته ، و بر احترام و توقير و تعظيم سادات و ائمه و قضاة و علماء و اهل سلاح متوفر باشد و طبقات رعايا را بر مقادير رتبت و حفظ و رعايت مىدارد و ميان ايشان متوسطى عدل و حاكمى منصف باشد در اصغاء سخن متظلم و انصاف مظلوم و انتصاف از ظالم مجهود بذل كند
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
، و چون اصناف رعايا من البادى و الحاضر و اهل المدر و الوبر حقوق ديوان از خراج و اعشار و رسوم مراعى و غير آن بوقت خويش گزارده باشند نگذارد كه بزوايد با ايشان خطابى رانند و املاك و اسباب و چهارپايان و مواشى ايشان را از حكم اعتراضات و تكليف ناواجبات مصون دارد و صاحب خراج معتبر از جهت خويش نصب كند كه قانون خراج ولايت در دست او باشد و در تحويلات بوقت انتقال ملك از يكى به ديگرى طريق ديانت سپرد و شرط امانت بجاى آرد و در هر شهرى از شهرها و بهر ناحيتى از نواحى و هر موضعى نايبى سديد متدين متهدى گمارد تا كار