يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ
، و در قلاع و حصون كوتوالان ثقات كارشناس بيدار هوشيار نشاند و يك دقيقه از دقايق احكام حزم و ترتيب در اين كار بجاى نگذارد و حرمت امرا و مشاهير كه در خدمت او منتظماند از حشم خراسان و عراق و مازندران برحسب درجات و تفاوت طبقات ايشان موفور دارد و مشاورت كردن با ايشان از مهمات مصالح داند و از هركس آنچه بگويد نيك بشنود و در آن نيك تأمل كند و آنچه زبده و خلاصه باشد و بمصلحت مقرون نمايد بعد از اجالت رأى و معاودت در مشاورت با مخلصان تجربهيافتهء روزگارديده بر كار گيرد تا آنچه رود بر سنن صواب و سداد باشد و از خطا و خلل مصون و محروس . و ركن بزرگتر در ضبط ولايت و نظم شمل مصالح تأليف و استمالت دلها شناسد و البته رضا ندهد كه ميان حشم و خدم و عبيد و موالى به هيچ نوع از انواع مخالفتى و مكاشفتى باشد ظاهرا و باطنا چه از اختلاف اهواء و تشتت آراء حشم اختلالى راه يابد كه باثارت فتن و اراقت دماء انجامد ، و اقطاعات و مواجب و ارزاق هركس بر وفق استحقاق و مقدار اقدار مقرر و مهنا دارد و بىجرمى ظاهر مكشوف كه همگنان را بر آن اطلاع افتد عتاب و عقاب جايز دارد تا ملتزمان خدمت دلشكسته نگردند و رميدگان بقوّت دل روى به خدمت آرند و چون از كسى جنايتى و خيانتى ظاهر بيند اغضاء و ابقاء نكند كه مهابت پادشاهى در امضاء حكم سياست است و جملگى ولاة و مقطعان و گماشتگان را تنبيه كند تا بر رعايا حيف نكنند و خراج و اعشار و رسوم ديوانى چنان كه معين و مقنن باشد بوقت خويش بمجامله طلب مىكنند و بزوايد خطاب نرانند و هركس ازيشان زيردستان خويش را در كنف عدل و انصاف مرفه و فارغدل دارند
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
. و صاحب ديوان مظالم را وصايت كند تا در استماع سخن متظلمان نيك متيقظ و متنبه باشد و استكشاف ظلامات بواجبى بكند و حق مظلوم از ظالم بستاند و او را بانصاف رساند و از ميل و محابا و مداهنه و ريا