و امر و نهى او را منقاد و مطواع باشند و ديوان معامله و قسمت بسراى او دارند و بخلاف اشارت و صوابديد او تصرفى نكنند و يك درم سيم ندهند و نستانند و هر كجا نايبى متعين كند بر تمكين و تبجيل او توفر تمام كنند و حرمت معتمدان و خدمتكاران او موفور دارند و شحنگان اين مواضع چشم و گوش باشارت تاج الدين دارند و بىمعرفت و درايت و هدايت نايب او كارى نكنند و نقيب و عسس بصوابديد او گمارند تا آنچه مصلحت بيند از ترتيب آن كار چنان كه رعايا از خويشتن و خان و مانها فارغدل توانند بود گويد و كند و جملگى مردمان آن ولايت از شريف و وضيع سپاهى و رعيت ، ترك و تازيك حكم مثال را ممتثل باشند و در متابعت و مطاوعت تاج الدين متفق و موافق باشند ، ان شاء اللّه تعالى
6 - مثال هم در معنى رياست مازندران
خاندان رياست بمازندران خاندانيست كه ذكر بزرگوارى آن در اقاليم عالم منتشر شدست و اخبار شرف و قدمت و وفور حرمت در اقطار جهان شرقا و غربا مستفيض گشته و هر يك از افاضل و اماثل آن خاندان در عهد خويش بر معاصران و همالان فضيلت مقدم داشتست و در فضل هنر و سداد عفت و كرم و اريحيت مشار اليه و متفق عليه بوده است و رياست مازندران ميان ايشان از گذشته بر توارث بمانده مىرسيده و عقد آن سيادت على تعاقب الأيام و ترادف الشهور و الأعوام منتظم همى مانده ، و امير رئيس اجل تاج الدين ابو المكارم احمد بن العباس بن احمد ادام اللّه تمكينه واسطهء قلادهء آن خاندان بزرگست و از سلف صالح خلف صدق ، و هر هنر و خصلت پسنديده و سيرت ستوده كه در اسلاف او رحمهم اللّه متفرّق بوده است در ذات كريم او مستجمع است و ازين جهت دلها بر ولاء و محبت او منطبق گشتست و زبانها بثناء و محمدت او منطلق شده و در مجلس اعلى اعلاه اللّه از اكرام و انعام قبول و اقبال يافته و شرف مجالست و مؤانست و نظر رأفت و توقير و تبجيل برتبتى و منزلتى رسيدست كه اوهام اقران او بدان نرسد ، و از آنجا كه قضيت راى اعلى اعلاه اللّه است در شهامت و كفايت تاج الدين بتفرّسى كه در ناصيهء همايون او كردست از كمال حصافت و فطنت و استقلال او بأعباء