تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
مسترم گردد بوقت ايستادگى نمايند و در همهء معانى از آنچه محيى الدين اشارت كند و مصلحت بيند عدول ننمايند و متابع رأى و ممتثل حكم او باشند و رضا و سخط ما از نتايج شكر و شكايت او دانند ان شاء اللّه وحده .

2 - تقليد قضاء نيسابور [ در حق عماد الدين محمد بن احمد بن صاعد ]

چون ايزد سبحانه و تعالى كه مالك الملك بحقيقت اوست و عطايا و مواهب او خلايق را شاملست و بر هرچه در عالم موجودست از فضل او اثر فيض جودست ، هر آفريده را كه از عدم بوجود رسانيده است برحسب استحقاق و قضيت استعداد آنچه حد كمال او بوده است مبذول فرمودست فسبحانه ما اعمّ نعمه و اتمّ كرمه و اظهر احسانه و ابهر برهانه عنان ملك در دست تصرف ما نهادست و ظل مزيد عنايت و رأفت بر احوال ما گسترانيده و ما را بمرتبت و بمنزلت اسم ظل اللّه فى الأرض رسانيده و در مبادى جهان گستردن و كشورى از متغلبين ستدن و بمستحقى دادن عزمات و آراء ما را مفاتيح فتوح اقاليم عالم گردانيده و تأييد و نصرت را آيات رايات و اعلام ما كرده هر شهريار و كشوردار كه در هفت كشور جهان شهريار و پادشاهست فرزند و صنيعه و بركشيده و درم خريدهء ماست و قاعدهء خدمت ما را ملتزم و منهاج طاعت ما را منتهج و بعبوديت ما مفتخر و مبتهج ، و معلومست كه نطاق شكر آدمى بر اداء حقوق عوارف و صنايع ايزدى محيط نگردد و منت و قوت ادراك اوهام مخلوق از حصر و احصاء آن قاصر آيد اما برحسب امكان و اندازهء توان گزاردن شكر نعمت منعم واجبست و مقصود ما ازين ذكر تجديد احصاء بعضى از آلاء و نعماء ايزد تبارك و تعالى است كه ما را بدان اختصاص فرمودست و غرض از نشر وصف شطرى از آنچه بفضل عميم و صنع لطيف خويش ما را كرامت كردست شكر نعمتست نه اظهار عظمت و تعداد عدّت و شوكت كه اوضاح و غرر شواهد و براهين آن‌كه تابنده‌تر از آفتابست از كشف و تقرير مستغنى گردانيده است و از آفريدگار عزّ و علا به ياد كردن موهبت و بازگفتن از نعمت او تبارك و تقدّس مأموريم