تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
در اطناب كه بقلم مىرود هراسانم از اطنابى كه بر زبان مىرود و در باب عذل و ملام بر سپردن طريق ابرام و بر كرم خداوندى در قبول عذر معولست و حسبنا اللّه وحده .

35 - مكتوب آخر

زندگانى دراز باد من بنده ايام دولت خداوندى ولى النعمى كه سعادت آن دريافته‌ام بر همه ايام گذشته كه در عهد جوانى يافته بودم تفضيل و ترجيح مىنهم ، بسبب آنكه چندان آثار عطوفت رأى عالى در غيبت ديده بودم كه نمىدانستم شكر آن چگونه گزارم و اكنون در مدت ملازمت خدمت آن خداونديها و بنده‌نوازيها و كرامتها ديدم و مىبينم كه در استدامت دولت توفيق مزيد دعا و صدقه مىخواهم و مىگويم كاشكى اسباب مداومت بر ملازمت خدمت ساخته داشتمى ، اما انديشه و غم جمعى از اطفال و عجايز كه پناه خويش درين روزگار من بنده را مىدانند و من بنده سلامت خويش از بركات تيمار داشت ايشان مىدانم از آنچه مرادست مانع مىآيد ، اميدست كه اين عذر در جناب كريم خداوندى مسموع و مقبول باشد و من خادم برين استرخاص در انصراف و استيذان در انكفاء ملوم نگردم و معذور باشم .

36 - مكتوب آخر

سخن آن مجلس در انواع علوم شرعى و آداب دينى معلوم بود بر آن اطلاع ، چه آن فضايل و مآثر از آن ظاهرتر است كه بر هيچ آدمى پوشيده ماند و بيت متنبى حسب حال او .
انا الذى نظر الأعمى الى ادبى * و اسمعت كلماتى من به صمم
اما اين اقتدار بر تحرير دقايق ترسل و تلفيق كلمات عرب و عجم در سلك بلاغت و براعت و سياقت سخن منظوم و منثور بر منوال معجز كه از بالا اين ندا بمسامع بلغاء مترسلان مىرسد فليأتوا بحديث مثله مظنون و موهوم نبود ، همه روزه خطابى كه ارزانى داشتست در مطالعه دارم و از تازى و پارسى و نظم و نثر آن چندان استفادت
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 136 | علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني / محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى