تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
خداوندى است و نعم المتمسك و المستجار الأفاضل ( كذا ) و الأحرار و اللّه سبحانه يعينه على رعاية الحقوق بمنه و فضله .

34 - مكتوب آخر

زندگانى دراز باد در دولت هرچند عواطف خداوندى و آثار صنايع كه در تمهيد قواعد صلاح جهان و مصالح جهانيان مىفرمايد حاشى الطاف صنع بارى تعالى و تقدس دارد و حصر و احصاء آن ناممكنست من بنده به قدر توان خويش بذكر و شكر آن مىكوشم و از صلحا و زهاد در استدامت دولت كه سبب دوام بقاء اركان دين و دنيا است استمداد مىكنم و درين معنى بدعا و صدقه مشغول مىباشم و اگرچه از روزگار بر فوات سعادت حسرات بسيار دارم هيچ حسرت و درددل و راى آن نيست كه با مسافتى نزديك از خدمت و حضرت خداوندى ولى النعمى كه منشأ خيرات و مهبط بركاتست محروم مىبايد بود و درين تفكر و انديشه مقيم معقد اين بقيت عمر ريزه مكدر و منغص بر خويشتن مىشمرد و بناكامى بسر مىبرد اين آفت سرما و صاعقهء برف بىمنتهى كه بعمرها مثل آن نديده‌اند پيوند موانع و ضعف پيرى كه از صفات ذاتست آمد و من بنده را در موقف تحير و تردد از مبادرت به خدمت حضرت موقوف داشت و از هزار گونه انديشه برين غم پيشه گماشت و گرنه آنستى كه بر دوام نسيم رأفت و عاطفت بوى مىرسد و بدان استبقاء حشاشهء مىكند دمار و بوار از وى برآمدستى چنان كه در آن بيت متنبى مىگويد و تا از مكتب بيرون آمده‌ام اين بيتم درين ساعت ياد آمده است .
يجن شوقا فلولا ان رايحة * تزوره فى رياح الشرق ما عقلا
عالم الأسرار مىداند كه هيچ معروف و مجهول برين بنده نگذرد كه روى بدان حضرت دارد الا بر وى حسد برم و برين تخلف تأسف خورم بيتى دو ديگر كه هم در عهد صبا شنوده‌ام ياد آمد حسب حالست :
فصرت كباز الجوقص جناحه * يرى حسرات كلما طار طائر يرى طايرات الجو يخففن حوله * فيذكر اذريش الجناحين وافر
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 135 | علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني / محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى