تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
نموده لعن نكردند « 1 » . هر دو را به قتل آورده غلغله در ميان خلايق افتاده بود و به كلانتر فرمود كه اگر خواسته باشى كه از سر تقصير تو بگذرم ؛ بايد كه لعن بر خلفاى ثلثه بكنيد . كلانتر گفت كه اين چه سخن است كه مىگويد ! او را نيز به قتل آورده و به شيخ الاسلام فرمود كه تا رفض خلفاى ثلثه نكنى تو را نخواهم بخشيد . بعد از التماس بسيار قرار دادند كه پنج هزار تومان ترجمان گرفته از سر تقصير او بگذرد . چون پنج هزار تومان حاضر شد ؛ شمشير را بر گردن شيخ الاسلام زده او را نيز به قتل آورده فرمود كه هر كس لعن بر خلفاى ثلثه مىكند ، يك تومان به او مىبخشم . پس شيعيان حضرت امير المؤمنين خبردار شده ، لعنت بر خلفاى ثلثه مىكردند و يك تومان را مىگرفتند ؛ و تمامى آن پنج هزار تومان را قلى جان بيگ به شيعيان بخشيده و فرمود كه آن شهر را آئين ببندند و [ به ] دستورى كه سلطان حسين - ميرزاى بايقرا را پيش ازين استقبال مىكرده‌اند ؛ از آن بهتر استقبال بايد كرده - شود . و در عرض سه روز تمام شهر را آئين بستند و در آن چند روز ، چندين كدخدايان معتبر سنى را به دست خود به قتل آورده بود و مردم از ترس و واهمه ، به آواز بلند لعنت مىكردند . و به مرتبه‌اى ترس او در دل مردم جاى گرفته بود كه چون او را مىديدند ؛ زهره شكاف مىشدند . القصه شهر را آئين بسته و تدارك استقبال و پاىانداز ديده بود كه در روز پنجم ورود او به هرات ، نواب كامياب با جاه و جلال در بيرون شهر نزول اجلال فرموده ، چون [ خبر ] به قلى جان بيگ رسيد ؛ تمام مردم شهر و بلوكات را تقطيع فرموده و ايشان را برداشته به استقبال بيرون آمده ، چون نزديك رسيده سجدهء نواب اشرف به جاى آورده ؛ چون نواب كامياب آن جمعيت و آداب مردم را ملاحظه فرموده ،
هامش
( 1 ) - اصل : نكرديد .