گفتند بلى . مردى آمده گفت كه مرا قلى جان بيگ ، ملازم نجم ثانى كه رقم مبارك نواب گيتى ستان را آورده است فرستاده كه مردم شهر را خبر كنم .
چون قلى جان بيگ دانست كه ايشان اين خبر را شنيدهاند ؛ از دروازهء ديگر داخل شهر گرديده ، چون به ميان چارسوى هرات رسيد ، ديد كه پهلوان محمد احداث در بالاى صندلى نشسته و مركب پيش رانده گفت احداث ، كسى پيش تو نيامد كه رقم مبارك آوردهاند استقبال نمائيد ؟
احداث گفت كه آمد و ما فرموديم كه چند نفر بيايند ؛ نهايت شما زود داخل شديد .
قليجان بيگ گفت كه به هر حال از جاى حركت نموده راه مسجد را به ما نشان دهيد . احداث لا علاج شده از روى استغنا برخاست به جلو افتاد ، كه قلى جان - بيك دست به شمشير كرده ، چنان بر گردنش نواخت كه مجرد سر او را از قلعهء بدن برداشته به دور انداخته ، فرمود كه سر احداث را بر سر چوبى كرده پيشا - پيش او مىبردند . چون مردم هرات آن حال را مشاهده نمودند ؛ جمعيت نموده همراه او مىرفتند ، و اين خبر را كلانتر شنيده ، دوان دوان به خدمت آمده كرنش نمود ، كه قلى جان بيگ به او گفت كه اى سنى چرا به استقبال رقم مبارك نيامدى ؟
او از هراسى كه داشت جواب نگفته ، پس او را به جلو انداخته ، چون داخل مسجد شدند ؛ قلى جان بيگ فرمود كه منادى كنيد در شهر و گوئيد : واى بر جان كدخدايان و اربابان و شيخ الاسلام و مشايخ كه در اين وقت به مسجد حاضر نشوند . پس تمام مردم هرات به مسجد حاضر شده ، فرمود كه رقم مبارك را زر بسيارى نثار آورده . چون رقم اشرف خوانده شد ؛ فرمود كه خطبه نيز به نام مبارك نواب همايون بخوانند . خطبه نيز خوانده شد . بعد از آن فرمود كه به خلفاى ثلثه و اعداى دين و دولت لعنت بايد كردن ، كه قاضى و خطيب [ 271 ] رد اين سخن
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٣٩٨