تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
دست شيخ اغلى كشته شوم كه در آن وقت خبر رسيد كه حضرت ظل اللهى با سپاه نصرت‌پناه قزلباش داخل مشهد مقدس گرديدند . ازين خبر واهمه بر شاهى بيگ - خان غالب گرديده ، ريش سفيدان سپاه اوزبك را طلب نموده گفت كه شيخ اغلى نزديك رسيده و ما را با سپاه قزلباش چه بايد كردن ؟ ايشان عرض نمودند كه هر گاه پادشاهان تركستان دور كنند و شيخ اغلى بيايد « 1 » ؛ ما را با سپاه قزلباش تاب مقاومت نيست . اولى آنست كه نواب‌خان به جانب تركستان روانه شوند كه هرات و ولايت خراسان به جائى نخواهد رفتن ؛ بعد از آنكه قزلباش كل خراسان را به تصرف درآوردند ، بعد از چند وقت مراجعت كرده به جانب عراق خواهند رفتن ؛ باز نواب خان به طريق اول آمده خراسان را تصرف خواهد كردن . شاهى بيگ خان گفت كه من چندين نامه‌هاى درشت به شيخ اغلى نوشته او را طلب نموده‌ام و هر گاه با او جنگ نكرده فرار نمايم ؛ اين حركت به دودمان سلطنت نواب ما زيان دارد ، كه در اين وقت باز خبر رسيد كه اردوى كيهان‌پوى قزلباش به جام رسيده‌اند ، كه شاهى بيگ خان اضطرابى زيادى بهم رسانيده بود ، كه جان وفا ميرزا گفت كه اين قدر اضطراب ندارد بايد نامه به شيخ اغلى نوشتن كه نواب ما سپاه دريا خروش [ 236 ] خود را برداشته روانهء مرو گرديده كه وعدهء نواب ما و شما در مرو خواهد بود و السلام ، شايد شيخ اغلى واهمه برداشته به مرو نيايد و الا ولايت تركستان به ما « 2 » نزديك مىشود و قلعهء مرو نيز بسيار محكم است و هيچ كس آن قلعه را به جنگ نمىتواند گرفتن و شما در ميان قلعه به اقبال و دولت قرار گرفته كس به قدغن تمام به جهت عبيد خان و امراى تركستان روانه نمائيد . شاهى بيگ خان ، جان وفا ميرزا را تحسين نموده نامه را به خدمت حضرت
هامش
( 1 ) - اصل : ببايد . ( 2 ) - اصل : تركستان را بما .