تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
القصه تا به مدت يك ماه كما بيش محاصرهء ولايت مرو امتداد يافت . در اين مدت ايلاتيهء سارق و سالور به لشكر غجر از وجه آب و علف و آورده بازار نگهبانى نموده خدمت مىكردند . و ليكن جماعت تركمنيهء تكّه زن و مرد دل به مرگ نهاده از حيات منقطع نموده دايم الاوقات از چار جهت به لشكر غجر برابر زنى كرده ، تلاش و فرخاش و كوشش و كشش مىنمودند . چنانچه كه در وقت آمدآمد لشكر غجر جماعت تكّه به جناب عالى از اين وجه التماس نموده ، عرض بندگى كرده بودند . امير پاكدين عدالت آيين ان شاء اللّه در وقتش اعانت خواهيم نمودن گفته ، به آنها جواب مطلق فرموده بود . چنانچه كه بعد از گذشتن يك ماه هردو جانب بلكه هر سه جانب به ستوه آمدند . بدين وقت درماندگى امير صاحبقران ظفراقتران سراپاى قوشون دو رويهء لب آب را مع طلبكاران غزا و نيز چند سردار نامدار را فرمايش نموده و نيز تصحيح روايت غزا را به مهر مفتيان شرايع بنيان مزيّن فرموده ، مع مباركنامهء عالى به نام هر سه جماعت تركمنيه به دست قاصدان چابك سرعت داده فرستاد . به مباركنامهء همايون مرقوم فرمود كه بايد دانيست كه مردمان ايران شيعه مذهب است ، جماعت اوزبكيهء تركمنيه اهل سنت و جماعت مىباشند ، بايد كه به رسيدن قوشون ظفر مشحون ايلاتيهء تكّه و جماعت سارق و سالور همه متفق گرديده ، غزاى غير دين را به خودها واجب و لازيم دانسته ، بلكه فرض العين و عين فرض شمرده ، همه يكباره از خدا طلبيده حرب و ضرب مىنماييد . بعد از رسيدن مباركنامهء عالى همچنان‌كه رويداد الهام غيبى است ، بر وفق فرمايش عالى هر سه فريق ناموافق به يكديگر متفق گرديده ، به رسيدن لشكر منصور گويا كه روح تازه در بدن آنها دميده ، غبار كدورتهاى ديرينه از دل ايلاتيه برداشته شد ، همهء آنها يكدل و يك زبان گرديده مع قوشون نورسيده شبى از چار حد قوشون قزيلباشيه شبيخون آورده ، تكبيرگويان همه دست به قبضهء شمشير خودها كرده ، يكباره درافتادند . از بس كه قلم قدرت از روز ازل به انهزام آن جماعت ضال بدسگال رفته بود چنان كه گفته‌اند كه :