گفتار در ذكر وفات نمودن عيسى دادخواه يوز و به جاى آن به فرمان عالى امير صاحبقران عبد الغفار بيگ يوز به ولايت اوراتپه حكمرانى نمودن .
پس از اندك فرصت به خواهش اشرار ايلاتيه رستم بيگ يوز به مدد خدايار خان خوقندى به ولايت مذكور آمده فرمانفرما گرديده ، فتنه و فساد برپا نمودن آن بدين سبب ديگرباره لشكركشى كردن شهنشاه اسكندر دستگاه در بالاى ولايت اوراتپه و فتح آن بلاد به قهر و غلبه و به قتل رسيدن رستم بيگ يوز به دست پادشاه صاحب فيروز بر خاطر ارجمند محبّت پيوند دانشپژوهان پوشيده نماند كه چنانچه كه سابق برين مذكور و مسطور گرديد كه بعد از آن حال عقيدت مآل ، بردىيار ايشيك آقاسى يوز ، جنابعالى ، اسحاق بيگ بىمنقت را در ولايت اوراتپه به حكمرانى منصوب گردانيد بعد از يك سال بنابر خواهش ايلاتيه به جاى آن ، عيسى دادخواه يوز را به حكومت ولايت اوراتپه سرافرازى بخشيده ، تا به سرحدّ ولايت خجند فرمانفرما گردانيد . از بس كه مشار اليه ديرنده تكيه بر آستان مراد رسان كرده ، حلقهء غلامى به گوش جان افكنده ، از مرحمت و مهربانى جنابعالى اميدوارى داشت ، بعد از آنى كه به يرليغ بليغ لازم - الامتثال مفتخر گرديده ، در آن ولا مدت يك سال صاحب اختيار گرديد . بعد از يك سال به سخنان غرضگويان هراسى از جانب امير صاحبقران به دل آن طارى گرديده ، به شير على خان خوقندى خط و خبر كرده ، مع كوچ و كورن بدان ولا بدر رفت . به حكم قضا