تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
تضرّع بسيارى كرده امان طلبيد . جناب‌عالى از روى اشفاق و مراحم خسروانى به ايلچى فرستادهء آن مرحمت نمودند كه اگر انقياد و اطاعت آن به جناب ما صميمى باشد بىتحاشى و بىهراس برآمده ركاب ظفرانتساب ما را بوسه بدهد از گناهش درگذشته ، ولايت كيش را دربست مع ولايت يكّه باغ به وى مهربانى مىنماييم و الّا روزى كه به سر يكّه باغى افتاده است ، اين جماعت هم مىبينند . پس برين تقدير ايلچى آن دو سه مراتب رفت‌وآمد كرده بالأخير پيمان را به ايمان ، مؤكّد نموده ، اطاعت پادشاه عالم‌پناه را به جان و دل قبول نموده ، تحفه و هداياى بسيارى فرستاده ، خود آن هم از تعاقب به آستان‌بوسى عالى رفتن را جزم نمود . امير صاحبقران خلافت‌مكان يك بار ديگر هم ملتمس آن را مبذول داشته از بدكردارى آن درگذشته ، از آن ولا مراجعت فرموده آمده به ولايت چراغچى نزول فرموده از آنجا حاكمان قلاع و قصبات اطراف و جوانب را به خلعتهاى فاخره سرافرازى بخشيده رخصت فرمود . امير پاك‌دين عدالت‌آيين را از وجه يكّه باغ و شهر سبز فى الجمله خاطرجمعى رويداد شده ، سرانجام كار به خوشى و به خرسندى به انتظام انجاميد . جناب‌عالى مع نصرت و فيروزى از آنجا عزم رهنوردى را به خاطر آيينه مظاهر خود جزم نموده ، عنان سمند جهان‌پيما را به صوب مستقر سرير خلافت مصير معطوف داشته ، مراحل طى نموده ، در نيكوترين هنگام فرح انجام به دار الخلافهء بخاراى شريف داخل گرديد . فقرا و فضلا و ايل و اولوس اين ولا را از شرف قدوم ميمنت لزوم خود مسرور و فرح‌آگين گردانيد . كلان و خورد ولايت به جمال جهان‌آراى مبارك مشرّف گرديده جناب‌عالى را از سر صدق و اخلاص دعا نمودند .