پس به مشورت امراى نامدار و دولتخواهان ذوى الاقتدار ، پادشاه كامكار سعادتيار ، اولامرتبه ، به ساعت فرخنده و به زمان خجسته عنان عزيمت به صوب ولايت يكّه باغ معطوف داشته ، با لشكر بىكران راهى شده آمده در محاذى بلاد مذكور فروذ آمد . به فرمان قضا جريان لشكر نصرتنشان اطراف ولايت يكّه باغ را چون حلقهء نون فرو گرفتند كسى را از اعدا حدآرايى نشد كه از درون قورغان برآمده در بيرون ميداندارى نمايد .
فى الفور به فرمان شاه خورشيد كلاه امراى نيكخواه مع حكام ذوى الاحترام و سرحدداران نيكوانجام از هرجانب ولايت ، مورجل گرفته روبهرو سنگرها را پيش برده سورن مىانداختند . عبد الصمد خان نايب مع جماعت سرباز قادرانداز از چار حدّ قورغان توپهاى قلعهكوب را خوابانيده به ضرب توپ غنبورك دود از نهاد درونيان مىبرآوردند . پس به همين نسق مدت دو روز سعى و كوشش نمودند . خواجه قل پروانچى شهر سبزى قبل از رسيدن لشكر ظفرپيكر مقدار دو هزار ايلغر به يكّه باغ فرستاده بود به ايلغريهء مذكور معلوم شد كه محافظت نمودن اين ولايت از حيّز امكان بيرون مىنمايد .
لاجرم سپاه كنگسيه به بهانهء شبيخون زدن دو بولك شده ، از دو دروازه برآمده ، ضرب راست به جانب كوه رويه نگاه كرده بدر رفتند . از رويداد اين مقدمه نوكريه يكّه باغ را پر و بال يكباره شكسته گرديد . همه را از ترس جان دست و پاى سستى آورده ، كاركرده و راه رفتهء خودها ندانيستند .
على الصّباح روز سيوم كه خورشيد خاور به امر ملك داور جهانفروز حصار ظلمانى را مسخّر نمود ، فرمان قضاجريان از مكمن قهر سياست امير صاحبقران صدور يافت كه همهء امراى صاحب حشمت و دولتخواهان ذىشوكت كما حقّه ، سعى و كوشش نموده مساهله را روا ندارند .
حسب الفرمايش عالى عبد الصمد خان نايب اولا مرتبه ، توپخانهء عالى را مع جماعت سربازان پيشتر برده ، شلنگ نموده ، كل برجهاى دروازهء انارستان را زده مع دروازه خانهء آن به خاك برابر ساخت . و از جانب ديگر لشكر سمرقندى و ميانكالى سورن انداخته سنگرهاى خودها را پيش برده تا به دروازه رسانيدند . و از طرف ديگر قول قرشى و
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢١٧