در همين تاريخ سال مذكور آمدن جعفر خان غجر مع بيست هزار لشكر به فرمودهء شاه تهران در بالاى مرو شاه جهان به قصد جماعت تكّه و از آنجا بىنيل مقصود گشتن آن
چنين گويند كه جماعت تركمنيهء تكّه ، سابق از اين ، در ولايت سرخس متوطّن بود .
از بس كه جماعت تكّه از وجه همسايه گريبانگير بودن به ولايت قزيلباش رعايت همسايگى و همجوارى را ناكرده آنا فآنا اطراف و جوانب مشهد مقدس را تاز و باز نموده ، زن و مرد و صغير و كبير قزيلباشيه را اسير كرده آورده به ولايتهاى اورگنج و به جانبهاى لب آب آمويه فروختن گرفتند .
از اين وجه سرحدداران و باديهنشينان مردم قزيلباشيه به تنگ آمده ، به شاه تهران عرضه داشت نمودند . شاه طهران در آن اوان جعفر خان نام سرهنگ خود را سرآمد نموده ، به همراهى بيست هزار لشكر به جانب ولايت سرخس فرستاد . لشكر فرمودهء آن آمده سرخس را محاصره نموده به تنگ آورده بود كه كلانان تكّه عهد و پيمان نموده برآمده ، جعفر خان را ديده بيلاكات وافره كشيدند . باوجود آن عهد و پيمان سردار لشكر چندى از كلان شوندگان نامآور جماعت تكّه را آق اويلى نموده كوچانيده گرفته به جانب ايران زمين مراجعت فرمود .
بعد از دو سال از آن تاريخ چندى از آدم شوندگان جماعت تكّه به آستان مراد رسان آمده از وجه كلانان آق اويلى شدگى به خدمت جنابعالى عرض بندگى نمودند . جناب امير روشن ضمير از روى اشفاق سلطانى و از جهت مراحم مسلمانى مذهب ملت محمدى را به خاطر عاطر آيينه مظاهر پرتوافكن نموده ، غلام دربار عالى سبحان قلى توقسابه را از همين وجه به جانب شاه طهران به طريقهء ايلچيگى روانه نموده و نيز از