تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
نظم
چو شد منتشر قصهء عزم شاه * به جنبش درآمد ز هرسو سپاه درآمد ز هرجانبى لشكرى * روان گشت جيشى ز هركشورى
حكّام ذوى الاحترام هرولايت مع تومانات خودها در اثناى راه برآمده ، به جمال مبارك مشرّف گرديده ، ركاب ظفرمآب را بوسه مىدادند . شهريار ظفركردار به همين اسلوب رفتار به سه منزل در ولايت كته قورغان رسيده ، در آنجا سه روز استراحت نموده ، از آنجا به راه جام درآمده به مقدم مسارعت مسافت قطع فرموده ، به سه منزل ديگر به قصبهء چراغچى رسيده ، نزول‌اجلال ارزانى فرموده ، خيمه و خرگاه و اثاثه و بارگاه را برپا نموده قرار گرفت ، در اين سرزمين نزهت‌قرين لشكرهاى اطراف و جوانب پياپى رسيده ، استسعاد بساط بوسى را دريافته ، به اطراف اوردوى معلّى قرار مىگرفتند . حكّام ذوى الاحترام هربلاد به ركاب نصرت مآب جبهه‌سا گرديده ، جناب‌عالى را دعا مىنمودند . اولا پادشاه عالىتبار ذوى الاقتدار به مشورت دولتخواهان عمل نموده به جانب شهر سبز و يكّه باغ دو كس را به طريقهء ايلچيگى روانه نموده ، سخنهاى مرحمت‌آميز صلح‌انگيز به مباركنامهء عالى مرقوم نموده ، فرستاد . لسانى را هم تعيين فرمود كه اگر مىخواهد كه سالهاى سال به وطنهاى خودها مرفّه الحال و فارغ‌بال نشينيد بايد كه بىدهشت و هراس آمده به استسعاد ركاب‌بوسى عالى فايز شويد . و الّا بدون اين روش ، جنگ و جدال و فرخاش و قتال را آماده باشند . بعد از ورود قاصدان هردو مفسدان نكبت‌نشان ، به فرمان عالى مبادرت ناكرده ، عناد پيشگى و سركشى آغاز نموده ، در جواب سخنهاى پراكندهء ناملايم سراپا همچون سخنهاى ابليس همه پرفن و فريب و تلبيس گفته ، هركدام معذرت‌نامه عرضه داشت كرده ، برآمده ديدن را الحال قبول ناكرده ، در وقت ديگر در توقف انداخته قاصدان را بازگردانيدند . امير صاحبقران ظفرتوأمان از مقال مفسدان برآشفته فى الفور اركان دولت را جمع