گفتار در ذكر مشورت نمودن امير صاحبقران ظفراقتران در باب تسخير ولايت شهر سبز و يكّه باغ مع توابع و لواحق آن
در تاريخ سنهء 1260 بود كه جناب امير جهانگير روشن ضمير از روى رويّهء افكار و تدبير اركان دولت را جمع نموده ، مشورت انداخته ، گفت چنانچه كه الحال نزاعى كه ميان ما و اللّه قلى خان اورگنجى به شرايط عهد و امان يك نوع بر طرف شده ، به اصلاح انجاميد ، تا نقض عهد از جانب وى نشود از ما نخواهد شدن و نيز قصد يورش جانب فرغانه را هم الحال موقوف گذاريم . همينقدر به تجربه به جناب ما معلوم شد كه در ميان محكوم و قلمرو ما هردو مفسد كورنمك كه خواجه قلى پروانچى شهر سبزى و محمد كريم بىاباغلى يكّهباغى است .
جنابعالى ما تا به الحال ايلاتيهء كنگس و خست فرزند يك پدر فرض كرده اين جماعت را از وجه همجوارى و همسايگى به مناسبت خويشى و تبارى شريك دولت و دولتخانهء عالى دانسته ، شفقت و مرحمت سلطانى را از بارهء اينها دريغ ناداشته ، هركدام را به منصب جليل القدر سرافرازى بخشيدهايم باوجود آن هردو مفسد بخت برگشته قدر مرحمت و مهربانى عالى را نادانسته از كمال ناسپاسدارى و كوتاهانديشى خودها خلل را در مملكت محروسهء ما روا داشته ، ارادهء ويرانكارى نموده ، به اطراف عالم از جانب ما استغاثه نموده ، خط و خبر مىكردهاند . و نيز سخنان دشمنان دولتخانه را هم حلقهوار در گوش كرده عمل مىنمودهاند . از اين وجه بعد اليوم به خود واجب داريم و لازم گردانيديم كه تا جزا در كنار هردو مفسد بدنهاد نگذاريم رفتار جانب ديگر را روا نداريم .
در جواب امير صاحبقران دارا نشان همهء سرهنگان و اركان دولت زمين عبوديت به لب ادب بوسه داده ، جنابعالى را دعا نموده ، گفتند كه در واقع تا غبار فتنه هردو مفسد