تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
الغرض روز بيست و سيوم خبر رسيد كه اللّه قلى خان در شهر خيوق لشكر پراكنده را گرد آورده و نيز از اطراف و جوانب قلمرو خود قوشون جمع كرده ، از خيوق برآمده ، ارادهء اين جانب دارد . به شنيدن اين خبر امير صاحبقران صفدر ، مقدار بيست هزار لشكر را مع سپهسالاران نامور به جانب بيش اريق فرمايش نموده فرستاده تعيين نمود كه اگر به دشمن مورد حرب و ضرب مىشده باشد ، خبر مىفرستانيد . انشاء اللّه خود ما هم به دولت سوارى نموده خواهيم رسيدن . پس به فرمان لازم الاذعان امراى مأمور بالشكر مذكور سوارى نموده ايلغر كرده برآمده راهى شده وقت قيام آفتاب بود كه در موضع بيش اريق رسيده به لشكر بيش اريق ملحق گرديده ، فروذ آمدند . در آن وقت تيلچى آمده خبر رسانيد كه اللّه قلى خان به همراهى قوشون فراوان در لب آيدين كول آمده ، لشكرگاه كرده فروذ آمد . به مجرد شنيدن اين خبر ميران نامور به جانب امير صاحبقران صفدر ، قاصدى روانه نموده ، عرض بندگى كرده ، فرستاده ، باز به جهت مدد ، لشكر ديگر طلب نمودند . جناب‌عالى ديگرباره باز پنج هزار لشكر را مع چند نفر از سرهنگان دلاور نامزد كرده فرمايش عالى شد كه توقف ناكرده رفته به قوشون موضع بيش اريق ملحق شوند . حسب الفرمايش عالى سرداران نامدار پنج هزار لشكر جرّار از جناب‌عالى فاتحه گرفته از لشكرگاه شاهى برآمده ، طى مسافت نموده ، در موضع بيش اريق رسيده ، به قوشون پيش‌آمده ملحق شدند . شبانه به اللّه قلى خان خبر رسانيدند كه لشكر بسيارى از جانب هزار اسب آمده ، از پى يكديگر به بيش اريق رسيده ، فروذ آمده ايستاده‌اند . اللّه قلى خان بىسروسامان به شنيدن اين خبر وحشت‌اثر ، هراسى به دلش طارى گرديده ، شباشب از لشكريه مع سه چار نفر نزديكان خود از لشكرگاه برآمده به شهر خيوق رفته درآمد . اوّل پگاه قوشون پراكندهء آن ، رفتن خان نكبت نشان را دانسته از هرايل و الوس ، پنج‌پنج ، ده‌ده ، سراسيمه‌وار از لشكرگاه برآمده راهى شدند . قراولانى كه از قوشون بيش اريق به طريقهء قراولى در بالاى بلندى خامه‌هاى ريگ ايستاده بودند ، به همراهى دوربين نگاه كرده ديدند كه از لشكريهء اورگنجى چوق‌چوق ، فوج‌فوج برآمده