يافته از روى مروّت و مسلمانى و از اشفاق خسروانى به ايلچى آن خطاب نموده فرمود كه اينقدر كارها هرگز به خاطر ما نبود كه فقير و فقرا و بيوهء بيچاره را تحت كرده ، به جانب خوارزم لشكركشى نماييم از بس كه خان بىسروسامان تو در نابود ما به همراهى چندى از جماعت تركمنيهء اوباش لشكركشى كرده رفته ايلاتيهء تركمنيهء لب آب را كه در ظلّ حمايت ما آسوده حال فارغ البال نشسته بودند ، بيچارگان را جلاى وطن كرده كوچانيده آورده است . بدين سبب حميّت پادشاهى گريبانگير گرديده ، لشكر سرانجام نموده ، اين هنگامه را در ولايت تو برپا نموديم حالا هم باشد فقرايان لب آبى را كه به طريقهء اسيرى آورده است رها نمايد كه هركدام به وطن خودها روند . ما هم اسيران در بند افتاده را از سپاه و فقرايى كه هستند از بند رها كرده از روى مسلمانى ما بين عهد برادرى كرده ، خواهيم مراجعت نمودن ، و الّا اگر بدون اين ماجرا لشكر قيامت اثر اگر به بالاى شهر خيوق گذر سازد حال ولايت به كجا مىانجاميده باشد ، گفته ، يكى از محرميه را به ايلچى خان اورگنج همراه كرده فرستاد . بعد از رسيدن ايلچيان اللّه قلى خان مسرور و مبتهج گرديده ، هر سخنى كه از جانب امير صاحبقران شنيده بود همه را به جان و دل قبول نموده ، عهد و پيمان را به ايمان مؤكّد كرده ، اسيران را فرستادنى شده ، گفت كه اسيران چارجويى و لب آبى را آورده به جانب خوارزم كهنه گذرانيده بوديم . انشاء اللّه آدم فرموده همه را جمع كرده آورده به ايلچى ثانى روانهء آن جانب مىنماييم ، گفته ، دفعتا به ايلچى آمدگى ، ايلچى همراه كرده ، آنچه عرايض ضمنى كه بود به عرضه مندرج نموده ، ايلچيها را رخصت داده فرستاد .
در همين اثناى رو و آى ايلچيان ميانهرو ، قاصدان از جانب بخاراى شريف پىدرپى خبر رسانيدند كه شير على خان خوقندى در بالاى ولايت خجند لشكر كشيده آمده . . .
يوز را كه جنابعالى به حكومت ولايت خجند سرافرازى بخشيده بودند مشار اليه به سخنهاى ابله فريب شير على خان فريفته شده ، برآمده ، ديده ، ولايت را تسليم نموده است . و نيز از اين جانب دانيال اتاليقكنگس شهر سبزى و محمد كريم بىاباغلى يكهباغى هردو اتفاق نموده عرق دشمنى جبلّى خودها را در حركت درآورده ، فرصت خودها را
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٠٨