تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
يافته هردو معا قوشون كرده ، آمده قصبهء چراغچى را قبه كرده دامن مضافات ولايت نسف را تاز و باز نموده‌اند . و نيز ايلاتيهء قنكرات و جماعت سراى هردو ايل ويرانى نموده ، هرجا جمع شده ، مصلحت فساد آمادگى دارند گفته ، عرضه‌چى قوش بيگى خزارى پىدرپى رسيدند . بناء عليه از روى خاطر ناجمعى كه به امير صاحبقران رويداد شده بود لاجرم از روى ناچارى و لاعلاجى عهد اللّه قلى خان اورگنجى را استوار داشته ، در نزد ايلچى آن مقدار ده دوازده هزار بندى را از سپاه تا فقرا از بند رها كرده سر هر بندى چار درمى كرم فرموده ، رخصت انصراف ارزانى نمود . بعد از آن امير صاحبقران ظفرنشان از آنجا به دولت و به اقبال به جانب بخاراى شريف مراجعت فرمود . بعد از گذشتن از قلعهء فتنك جماعت اوباش تركمنيه ، پنج شش هزار كس جمع شده از تعاقب لشكرى قره داده ، پس مانده الامانيه و آورده بازارچى را گرفته ، نگاهداشتن گرفت . زيرا كه جناب‌عالى به عهد اللّه قلى خان اورگنجى اعتمادى نموده ، به عقب لشكريه قراولان مقررى را نفرموده بود . بالأخير كيفيت اين ماجرا را به خدمت همايون عالى رسانيده عرض بندگى نمودند . امير والاجاه چندى از امراى حشمت جايگاه را مع بهادران رزم‌آزماى نامى در عقب لشكر ظفرپيكر گذاشته پس و پيش لشكرى را سرشته نموده طىّ مراحل فرموده تا به گذر ايلچيك رسيدند . بعضى از لشكرى مع جناب‌عالى از گذر ايلچيك عبور فرمودند . بعضى الأمانيه به گذر خراج بيتك تا به گذر چارجوى رسيده از آنجا گذر نموده بودند . جناب امير صاحبقران سكندرنشان بعد از گذشتن از دريا به سرحدداران اطراف و جوانب رخصت نموده ، خود جنابعالى مع امراى بخاراى شريف عزم راه نموده ، بعد از قطع منازل به پايهء سرير اعلا رسيده چون لعل به كان و چون گوهر به عمان بر تخت فيروزبخت شاهى استقرار نموده ، لواى سلطنت و معدلت برافراشت . در آن روز فقرا و فضلا و قضات كرام و سادات عظام ولايت به استقبال همايون عالى برآمده ، گرد سم سمند جهان‌پيما را توتياوار به ديده‌ها كشيده ، زبان به دعاى دولت جاويد طراز ابد دمساز گشودند .