قلعهء هزار اسب رسيده ، فروذ آمد .
بر ضماير نكتهسنجان پوشيده نماند كه در آن وقت كه اللّه قلى خان بىسروسامان از لشكر ظفر توأمان هزيمت نموده ، رو به گريز نهاده در قلعهء فتنك رسيده ايستاده نتوانسته از آنجا گذشته ، مع نزديكان خود به قلعهء هزار اسب آمده درآمده در و دربند قلعه را استوار كرده ، همان شب در آنجا خواب كرده ، از هراسى كه بر آن مستولى گرديده بود در آن قلعه ايستاده نتوانسته ، هزار نفر را مع دو سردار نامور به قلعهء هزار اسب ايلغر گذاشته ، خود آن به همراهى هواخواهان خود شباشب از آن قلعه برآمده ، به جانب پايتخت خود كه شهر خيوق است بدر رفته بود .
چنانچه كه در آن روز قوشون ظفر مشحون در برابر قلعهء هزار اسب فروذ آمده ، خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه را برپا نموده ، قوش پلتر را فروذ آورده ، لشكرگاه كرده ، خاطر جمع گرديدند .
بعده به فرمان شاه والاجاه همهء لشكرى به يكباره سوارى نموده يك درجه از اطراف قورغان سراسبكى آت قماوى كرده از هر جانب سورن انداخته گشته فروذ آمدند .
روز دويم به فرمان قضا جريان الغ بيك بىتوپچى باشى مع افواج جماعت سربازان توپخانهء عالى را سه بولك كرده ، از سه جانب قورغان خوابانيده ، ميران خاصهبردار از هر جانب مورجل گرفته ، سپهسالاران ديگر دستهدسته اونك و سول يسو بسته هر زمان سورن انداخته قلعه را به تحت توپ و تفنگ گرفته بودند كه دود به فلك مىپيچيد . از آواز توپ غنبورك زمين و زمان به لرزه درآمده بود .
الغرض هرروزه به همين نسق كوششهاى مردانه مىنمودند . و نيز به فرمان امير صاحبقران مقدار پنج هزار لشكر صفدر مع سرداران نامور به موضع بيش اريق به جانب شهر خيوق قراول گرديده تا مدت بيست و دو روز سعى و كوشش نمودند . فتح قلعهء هزار اسب ميسّر نشد ، از بس كه مستحكمى و بلندى قورغان معروف و مشهور بود . سه طرف قلعهء مذكور كول عميق بود كه تا بهپشت گاو ماهى چيزى حايل نبود . از يك طرف آن قلعهء مذكور راه باريك بود كه رونده و آينده را غير از آن راه ، راه ديگر نبود .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٠٥