جمع نموده شد .
اولا مرتبه ، به فرمان واجب الاذعان جماعت سربازان مع قورخانه و توپخانهء عالى از دريا گذر نموده ، ثانيا مرتبه ، از تعاقب سربازان ميران حضرت نشان مع تومانات خودها ، به ترتيب اونك و سول از گذر دريا گذشته ، در آن طرف دريا قرار گرفتند .
بعد از آن امير صاحبقران نصرتنشان مع مقرّبان و دولتخواهان از دريا گذر نموده ، به فرمان واجب الاذعان عساكر گردون مآثر را ميمنه و ميسره و قلب و جناح آراسته نموده ، قول تركمنيهء دو رويهء لب آب را به قول چار ولايت حصار مع لشكريهء سمرقند و اوركوت و پنجه كنت همراه نموده ، اين جماعت را به طريقهء ايراول پيشرو لشكر ظفرپيكر گردانيده شد بدين نسق از آن منزل به دولت و به اقبال بىاهمال كوچ نموده ، به دو منزل به قباغلى رسيدند . از آنجا قراولان تركمنيه را پيشانداز كرده راهى گرديده ، پس از دو منزل طى نمودن ، بعد قراولان پيشتر رفته خبر رسانيدند كه اثر قرهء دشمن نمودار شد .
چنانچه كه اين خبر موحشاثر را به امير صاحبقران عرض بندگى نمودند . به مجرد شنيدن اين خبر امير نيكوسير به ميران ايراول لشكرى ، فرمايش عالى شد كه بىمحابا راهى گرديده ، دهشت ناكشيده به دشمن رسيده ، دليرانه حرب نمايند . اينك لشكر اونك و سول باهم از تعاقب مىرسند .
حسب الفرمايش عالى سپهسالاران لشكر ايراول مع لشكرى خودها علمها را جلوه داده بىخوف و هراس راهى شدند . بعد از طى دو سه خامه ريگ به ايراول دشمن رو بهرو گرديدند . همانا يكباره انديشه ناكرده لجامريز اسب مانده بودند كه ايراول دشمن تاب ناورده در گريز شد . بهادران ايراول لشكر ظفر پيكر ، از تعاقب زده بسته كشته راهى گرديدند . بدين هنگامه بعد از گذشتن از يك خامه ريگ ناخواست در بالاى قوشون اورگنجى ، همچون بلاى ناگهان از پس رسيده آمده بودند كه لشكر اورگنجى همه يكباره سراسيمهوار همه سوارى كرده ، به ايراول لشكر ظفرپيكر ، درافتاده برداشته راهى شد .
مقارن اين حال قول و اونك و سول هم بىتحاشا رسيده ، خودها را به لشكر دشمن زده ، چون آب و آتش جوشيده مىكوشيدند كه در اين وقت جماعت سرباز قادرانداز ، مع
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٠٣