اكنون به ما واجب و لازم است كه تا جان در بدن باشد آسايش و راحت حضر را به كلفت و مشقّت سفر تبديل نموده ، به جانب ولايت اورگنج اراده نموده ، عار و ايذاى مسلمانان را از خلّاق بيچون طلب نموده ، آن خداناشناس بىديانت را از تخت به تختهء تابوتش كشانيم . همه اركان دولت و امراى ذىشوكت ، زمين عبوديت بوسيده ، دست ادب به سينه نهاده ، عرض بندگى نموده ، گفتند كه دولت شاهى را بقا باد . در واقع لازم بلكه واجب مىنمايد كه اين خانهخراب بدعهد بىانديشهء اورگنجى تخته گردن را گوشمالى بدهند تا به ديگران عبرت شود .
بعد از استحكام كرسىبندى مشورت ، به منشى بلاغتنشان فرمان لازم الاذعان نفاذ يافت كه مباركنامههاى عالى مع سپارشات به حكّام ذوى الاحترام و به ساير قصبات اطراف و جوانب قلمرو قلمى نموده شود ، تا آنكه به رسيدن مباركنامهء عالى همهء آنها مع نوكريهء خودها سرانجام سفر را آماده كرده ، به زودى ارادهء اين جانب نمايند .
حسب الفرمايش عالى حضرت قاصدان قصبات قلمرو مباركنامهها را مع سپارشات عالى آراسته كرده به مهر مبارك عالى مزيّن نموده به سرهنگان هر سرحد رسانيده ، سپارشات عالى را تعيين نمودند . موافق فرمايش عالى به اندك روز لشكر بىكران از اطراف جهان به آستان عالىنشان جمع گرديد .
بعده به فرمان لازم الاذعان ، امير صاحبقران ظفرتوأمان ، الغ بيك بىتوپچى باشى مع افواج سربازان قورخانه را مع توپخانهء عالى به گردونههاى چنبرك فولاد بار كرده ، از لشكرى پيشتر روانه گرديد . بعد از آن اصحاب امير صاحبقران سكندرنشان در ايام نيك و به ساعت فرخنده ، در سمند بادپيماى جهنده راكب گرديده ، مع جماعت ميران علمهاى اژدهاپيكر را جلوه داده ، از قبة الإسلام فاخرهء بخاراى شريف برآمده ، ارتكاب سفر مبارك نموده ، به دو منزل به قصبهء قراكول رسيده ، نزول فرمود . على الصباح روز ديگر از آنجا عزم راه نموده به دو منزل به اوستى ايلچيك رسيده ، نزول اجلال ارزانى فرموده ، خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه را در لب دريا برپا نموده ، استراحت فرمود . تا به رسيدن لشكرهاى اطراف و جوانب همه كشتيهاى گذرهاى دريا را به گذر ايلچيك
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٠٢