گفتار در نهضت نمودن امير صاحبقران ظفر اقتران به جانب ولايت خوارزم و مقابل شدن دو لشكر عظيم در محاذى قلعهء فتنگ و فتح و فيروزى لشكر بخارا و هزيمت يافتن اللّه قلى خان اورگنجى بىسروسامان
سال ديگر فى سنهء 1259 در اوّل بهار فرحآثار جناب امير والاتبار ، سران سپاه و امراى حشمتجاه را جمع نموده به حكم نصّ قاطع
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
عمل نموده مشورتآميز خطابى به جانب حضّار مجلس نموده ، گفت كه چه معنى دارد كه اللّه قلى خان اورگنجى بارها لاف دوستى و يكجهتى زده ، بلكه اظهار خويشى و اقربائى نموده ، ايلچيهاى باصلاح به يكديگر فرستاده ، اكثر اوقات آن مفسد بدنهاد در بالاى ايلاتيهء تركمنيه و يا به جانب ، داخل مازندران و منقشلاق ، به هر جانب كه مىرفت ولايت خود را به اين دولتخانهء عالى سپاريده به اين جانب اعتمادى كرده ، مىرفت ، تا به وقت بازگشت آن سبب حمايت دولتعالى ، باد سرد از بالاى مملكت آن گذر نمىكرد ، رعايت مسلمانى و پاس خاطردارى و آشنايى آن را كما حقه نگاه مىداشتيم . سال گذشته كه ما به دولت مع قوشون ظفرنمون در بالاى خوقند ، پنج شش روز كه توقف فرموديم ، آن خداناشناس بدعهد وقت را غنيمت دانسته ، عهد ايلى و آشنايى را بر طرف كرده ، قوشون جمع كرده آمده ، دامن مملكت محروسهء ما را به خارخار جفا و ستم درانيده ، به خانمان ايلاتيه آتش زده ، همه را جلاى وطن نموده ، كوچانيده گرفته ، رفت . بيچارگانى كه در سايهء دولت ابد مدت ما در كمال آسايش عمر مىگذرانيدند در تهلكه و تشويش افتاده ، آوارهء وطن شدند .