اقبال از آن زمين نزهتآيين ، آرام گزين زين گرديده ، به دو منزل به ولايت اوراتپه رسيده در آنجا دو روز استراحت نمود ، روز سيوم نيز از آنجا كوچ نموده ، به دو منزل ديگر به ولايت ديزق رسيده ، حكام ذوى الاحترام هر بلاد را به اشفاق خسروانى سرافرازى بخشيده ، رخصت انصراف ارزانى فرمود .
شاه والاجاه عالمپناه از ولايت ديزق نيز بر اشهب تيزگام زرّينلگام راكب گرديده ، به قدم مسارعت مسافت طى نموده به راه قچه قره بليغ درآمده از بالادست ميانكالات گذر كرده ، به تعجيل تمام به پنج روز به پايتخت دار الخلافت قبة الإسلام فاخرهء بخاراى شريف رسيده ، به ارگ عالى نزولاجلال ارزانى فرموده ، آسودهخاطر گرديد .
فقرا و فضلا و اهل خلق اين ولا از قدوم ميمنت ملزوم خسرو كامكار برخوردار گرديده ، شادكام و فرح انجام شدند در اين وقت خبر رسيد كه اللّه قلى خان اورگنجى ولايت چارجوى را به تنگ آورده ، عن قريب است كه فتح آن بلاد بدان مفسد بدنهاد ميسّر شود . به شنيدن اين خبر حيرتاثر امير دلاور مع لشكر بخارا و قول قرشى و عسكريهء قراكول سوارى نموده به حد استعجال به دو منزل قطع مسافت فرموده به لب درياى آمويه رسيده فروذ آمد . چنانچه كه آوازهء آمدآمد لشكر ظفرپيكر را اللّه قلى خان اورگنجى شنيده ، ولايت چارجوى را گذاشته مراجعت نموده ، لبلب دريا گرفته به طرف اورگنج روانه گرديد . امير صاحبقران سعادتنشان مىخواست كه از گذر چارجوى بر آن طرف دريا گذشته از تعاقب لشكر اورگنجى رسيده ، مصاف نمايد ، كشتى ميسّر نشد از بس كه تمامى كشتيهاى گذرهاى دريا به دست لشكر اورگنجى افتاده بود .
بالأخير ناچار امير باوقار ذوى الاقتدار مع لشكر جرّار از اين طرف درياى زخّار مقابل لشكر اورگنجى تا به سه منزل روانه گرديد . بعد از آنى كه لشكر اورگنجى از موضع قباغلى گذر نمود ، امير صاحبقران به مشورت دولتخواهان از آنجا معاودت فرموده ، آمده ، داخل بخاراى شريف شده قرار گرفت .
در اين سال به هيچ جانب يورش ناكرده ، به عرض و داد فقرا و به سرشتهء اسب و اسلحه و سپاه و به داد و دهش مشغول گرديده ، تا بهار آينده به يك منوال فارغ البال
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٩٩