تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

داستان عهد بستن محمد على خان خوقندى با سلطان زمان و صاحبقران دوران و بار ديگر شكستن عهد ايلى و آشنايى به اغواى چندى از مفسدان و معاندان و لشكر كشيدن آن به جانب سد تفور ديزق و قورغان انداختن آن در خراب‌آباد موضع پشاغر و گذاشتن ايلغر با چندى از سرداران نامور .

نظم
بلى هرچه هست ار صواب ار خطاست * سبب دارد امّا مسبّب خداست چو شطرنج بازىست كار جهان * بسى فكر و انديشه بايد در آن كه آباى علوى چو باعث بود * جهان سربه‌سر پر حوادث بود عناصر بسى ضد يكديگرند * سوى اختلافات خود رهبرند
بر ضمائر نكته‌سنجان دانش و دقيقه پيمايان خاطربينش پوشيده نماند كه چنان كه در ابتداى جلوس ميمنت مأنوس حضرت ظلّ اللّهى بر اورنگ پادشاهى بين سلطان ارجمند و خان خوقند سواد عهدى و ميثاقى در صحيفهء روزگار و در ضبط نسق قلمرو هر دو نامدار ثبت يافته بود كه بعد اليوم از آب اچى كه معهودگاه معيّن است تعدّيا و به عنف گذر نسازيم و به پاداشت نفسانيت از هيچ باب دغا نبازيم . بساط انبساط آن حدود را به زير نظر نياريم و فقراى چارپادار دشتى را بر ممر آسايش به حالش واگذاريم از روى عدل و انصاف هركدام به دولت خدا دادهء قوىبنياد خود قانع بوده راههاى آمد و شد تجّار سياحت شعار را از شرّ اشرار پاك داريم . در واقع بدين قانون مدتى طرفين بر سر