تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
عهد استوار و بر قول قرار ايلچى وفادار بودند كه در تاريخ سنهء 1256 بود كه خان خوقند به سرگرمى صهباى دولت به سر افتاده و به اغواى چندى از نابكاران عمل نموده از جادهء عهد و پيمان كه راه راست و سلوك مسلمانى است قدم بيرون نهاده بىهيچ سبب ، عهد ايلى را شكسته ، اولا مرتبهء محمد رحيم توقسابهء قلماق را كه از جانب امير صاحبقران به جانب خوقند به طريقهء ايلچى بيگى رفته بود گرفته ، محبوس نموده در بند كشيد و به سرگرمى بوزه هرروزه به راه گمراهى قدم نهاده لشكر يأجوج مانند از قلمرو خوقند و خجند و از حدود دشت قپچاق و تاشكند و از سرحد كاشغر و ياركند جمع نموده عازم گرديد . نظم
سپاهى خوقند و ملك خجند * كروچى و كاريز تا تاشكند كه از كان بادام و از اسفره * ز خيل كهستان از هر دره ز فرغانه و اوش و از چاركوه * رسيدند لشكر گروها گروه سپاه نمنگان و كاشان و چست * شده مجتمع با نظام درست ز ترك و ز قلماق و ايل قزاق * سراپاى قرغيز اهل سراق ز سرحد اخصى و از اندجان * ز سيرام و صبران و اطراف آن كه از شاهرخ بسكت و از چناس * ز دل ورزين و يام خاص خواص اوراتپه و زامن و كوه و دشت * به گردش يكى لشكرى جمع گشت ندارد كسى ياد در روزگار * سپاهى به عالم چنين بىشمار
القصه خان خوقند بدين ترتيب با اثاثه و دبدبهء عجب ، غرور و نخوت بلا انتها به دماغ خود جا داده با سپاه بىكران عازم بلاد ديزق گرديده ، آمده ، از قصبات يام و زامن گذشته در موضع پشاغر نزول فرمود . چنين گويند كه پشاغر قديم قصبه‌اى بوده است كه الحال در آن ديار غيراز جغد ديّارى نبوده است كه در آن سرزمين به سخن بعضى از هواخواهان نكبت آيين عمل نموده مجددا به بناى قورغان فرمان داده به اندك زمان