تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
دين و احياى مراسم شرع سيّد المرسلين صلوات الله عليه مصروف و معطوفست و به حمد الله ناموس دين قايم شده بدين تضرّع در مقام طواعيّت و انقياد درمىآيند و بقبول جزيه منّت مىپذيرند اگر رأى اعلى صواب بيند همانا از وفق مصلحت ملك و ملّت و طبق ضبط امور دين و دولت دور نيفتد و نيز اين طايفه همان طايفه‌اند كه منتهاى انقياد و فرمان‌بردارئ ايشان عظماى سلاطين و قهارمهء خواتين متقدّم را آن بوده كه هرسال بر سبيل بيلاك و هديّه باندك مايه تنسوقات و اسپى چند اطفاى نايرهء غضب ايشان كردندى و جهت اظهار اتّفاق احيانا كه ايشانرا يورشى حادث شدى معدودى چند از لشكرى باسم معاونت فرستادندى و بدين‌سبب از سر جرأت و بىباكى از تفليس گذر كرده تا حدود ممالك اسلام درآمدندى و سالها بر ان طريقه استمرار يافته بودند اكنون بفرّ دولت قاهره راضى شده‌اند كه در اقاصئ ممالك خود آمن توانند بود و اهل اسلام تا حدود دار الملك ايشان مداخلت كرده در مقام استعلا معاش مىتوانند كرد بندگئ حضرت بدان رضا نمىداد و بعد از مراجعت و شفاعت بسيار درين باب با علما و مفتيان مشورت فرمود همه متّفق اللفظ گفتند مادام كه جزيه قبول كنند ايشانرا به نظر عواطف مخصوص داشتن و امان دادن لازم بود بندگئ حضرت بر موجب فتوائ علما و شفاعت امرا ملتمس او مبذول داشته سر كرم بقبول آن مطلوب در جنبانيد و ايلچيانرا در مقام خوف و رجا باز گردانيد و تا مراجعت ايشان چند روز ديگر گاه بنهضت و ايلغار و گاه بعشرت و شكار روز گذرانيد بعد از چند روز ايلچيان بازآمدند و هزار اسپ و هزار تنگهء سرخ و قطعهء لعل كه جگرگوشگان بدخشان و چون آفتاب خاروى رخشان بود به وزن هژده مثقال با ديگر اقمشهء نام‌دار و ظرف بىشمار بعزّ عرض همايون رسانيدند و شرط و عهد كردند و ملتزم اداى جزيه و خراج شدند و بندگئ حضرت عنان عزيمت بر صوب مراجعت منعطف گردانيد و بعد از چند كوچ بحوالئ تفليس رسيد و چون دو منزل از انجا عبور افتاد عزيمت طرف بيلقان فرمود بكوچ عامّهء لشكر و حشم توقّف نفرمود و با خواصّ دولت بر سبيل سرعت روان شد و آن اراضى را مخيّم عساكر منصوره گردانيد و ساير خدم و عامّهء لشكر در عقب كوچ‌كنان در عرض دو هفته و اصل شدند