تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

ذكر شمّهء از مكارم و عدل و احسان اين حضرت

و در ان مقام شمّهء از مكارم و عدل و احسان اين حضرت مشاهده رفته برحسب
وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا
ذكر آن هرآينه متضمّن فوايد تواند بود تا جهانيانرا شيوهء نصفت و نيّت نيكوى اين حضرت معلوم شود و سلاطين جهان بدان اقتدا نمايند روزى در مجلسى كه مشحون بود بعلماى نامدار و فضلاى تقوى شعار از اكابر ائمّهء ايران و افاضل اعنّهء توران و بندگئ حضرت از بستاتين فضل ايشان گل مراد مىچيد و از معظّمات مسايل دينى و مشكلات مهمّات اسلامى سؤالها مىكرد و هريك جوابى فراخور حال مىگفتند و الحقّ در هر مقام فهم مقاصد آن چنان كه بايد كرده سخنى مىفرمود كه همه بىريا تحسين مىكردند و كلام الملوك ملوك الكلام را مصدق مقاصد آن مىگردانيدند درين اثنا سخن بعدل و احسان و آنچه از لوازم آن باشد منجّر شد بندگئ حضرت نخواست كه بمجرّد گفت زبان در ان باب اكتفا كند و
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ
حاصل آن مجلس باشد روى با علما كرد و گفت چرا چنان كه علماى عصر پيشين سلاطين را بخير و عدل ارشاد مىكردند شما مرا ارشاد نمىكنيد و آنچه بر من واجب و لازم است با من نمىگوييد هريك در مقام تكلّف سخنى مىگفتند و مراضئ حضرت او را طريقهء مىجستند كه به حمد الله بندگئ حضرت همه را راه خير مىآموزد و از نصايح امثال ما مستغنى است بندگئ حضرت از ان اعراض كرده فرمود تحسين من كردن و سخن مطابق مزاج من گفتن مرا خوش نمىآيد وظيفه آنست كه هر طايفهء از طرفى كه آمده‌ايد احوال و اوضاع آن‌طرف از نيك و بد با من بگوييد و هيچ دقيقه از من پوشيده نداريد و اين سخن نه از ان جهت مىگويم كه شما معتقد من شويد و مرا از ان فايدهء ملكى باشد كه جهانيانرا معلوم است كه شوكت و بسطتى كه حضرت عزّت جلّ و علا ما را ارزانى داشته است از امثال اين تكلّفات مستغنى است بلكه نظر بر تحصيل رضاى حضرت ذو الجلال است تا در ازاى كرمهاى او ببعضى از شكر نعمتهاى او قيام نموده باشيم چون دانستند كه اين سخن از سر صدق و اخلاص است مصدوقهء حال عرض كردند و بعضى از غث و ثمين و نيك و بد احوال مملكت باز نمودند هم در مجلس جمعى از متعيّنان
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 287 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى